دوم پادشاهان ۱۹‏:‏۱‏-‏۳۷

  • حِزِقیا از طریق اِشَعْیا از یَهُوَه کمک می‌خواهد ‏(‏۱-‏۷‏)‏

  • سِنحاریب اورشلیم را تهدید می‌کند ‏(‏۸-‏۱۳‏)‏

  • دعای حِزِقیا ‏(‏۱۴-‏۱۹‏)‏

  • پاسخ یَهُوَه از طریق اِشَعْیا ‏(‏۲۰-‏۳۴‏)‏

  • کشته شدن ۱۸۵٬۰۰۰ آشوری به دست فرشتهٔ خدا ‏(‏۳۵-‏۳۷‏)‏

۱۹  به محض این که حِزِقیای پادشاه این خبر را شنید،‏ لباس خود را چاک زد و پَلاس پوشید و به خانهٔ یَهُوَه رفت.‏+ ۲  بعد به اِلیاقیم که ناظر کاخ پادشاه بود و به شِبناهِ دفتردار و ریش‌سفیدانِ کاهنان گفت که پَلاس بپوشند و پیش اِشَعْیای نبی،‏+ پسر آموص بروند.‏ ۳  آن‌ها به او گفتند:‏ «حِزِقیا می‌گوید،‏ ‹امروز روز مصیبت و توهین* و ننگ است.‏ وضعیت ما مثل وضعیت زنی است که زمان زاییدنش رسیده،‏ ولی قدرت زاییدن ندارد.‏+ ۴  امیدوارم یَهُوَه خدایت حرف‌های ساقی ارشد* را بشنود که سَرورش پادشاه آشور او را برای تمسخر خدای زنده فرستاد.‏+ امیدوارم یَهُوَه خدایت او را به خاطر چیزهایی که گفت،‏ مجازات کند.‏ پس برای کسانی که زنده مانده‌اند،‏ دعا کن.‏›»‏+ ۵  بعد از این که خادمان حِزِقیای پادشاه این پیام را به اِشَعْیا رساندند،‏+ ۶  اِشَعْیا به آن‌ها گفت:‏ «به سَرورتان بگویید،‏ ‹یَهُوَه چنین می‌گوید:‏ «از حرف‌های کفرآمیزی که خادمان پادشاه آشور دربارهٔ من گفتند نترس!‏+ ۷  من فکری در سر پادشاه آشور می‌گذارم* و او با شنیدن خبری به سرزمین خودش برمی‌گردد.‏ بعد کاری می‌کنم که او در آنجا با شمشیر کشته شود.‏»›»‏+ ۸  ساقی ارشد شنید که پادشاه آشور از لاکیش + عقب‌نشینی کرده و برای جنگ به لِبنه رفته است.‏ پس او هم به لِبنه رفت.‏+ ۹  در این بین پادشاه آشور شنید که تیرهاقا پادشاه اتیوپی هم آمده تا با او بجنگد.‏ برای همین دوباره پیام‌رسانانی + پیش حِزِقیا فرستاد و گفت:‏ ۱۰  ‏«به حِزِقیا،‏ پادشاه یهودا بگویید،‏ ‹نگذار خدایت که به او توکّل می‌کنی،‏ تو را فریب دهد.‏ وقتی او می‌گوید،‏ «اورشلیم به دست پادشاه آشور نخواهد افتاد،‏» حرفش را باور نکن.‏+ ۱۱  مگر نشنیده‌ای که پادشاهان آشور چه بلایی بر سر همهٔ مملکت‌ها آورده‌اند و چطور آن‌ها را نابود کرده‌اند؟‏+ حالا خیال می‌کنی که تو می‌توانی از دست من نجات پیدا کنی؟‏ ۱۲  مگر خدایان ملت‌هایی که به دست اجداد من نابود شدند،‏ توانستند نجاتشان دهند؟‏ جوزان،‏ حَران،‏+ رِصِف،‏ یا مردم عدن که در تِل‌اَسّار بودند،‏ کجا هستند؟‏ ۱۳  پادشاه حَمات،‏ پادشاه اَرفاد و پادشاهان شهرهای سِفارْوایِم،‏ هینَع و عِوّا کجا هستند؟‏›»‏+ ۱۴  حِزِقیا نامه‌ها را از دست پیام‌رسانان گرفت و آن‌ها را خواند.‏ بعد به خانهٔ یَهُوَه رفت و آن‌ها* را در حضور یَهُوَه روی زمین پهن کرد.‏+ ۱۵  حِزِقیا به یَهُوَه دعا کرد + و گفت:‏ «ای یَهُوَه،‏ خدای اسرائیل که بالای* کَرّوبیان* بر تخت نشسته‌ای،‏+ تو تنها خدای حقیقی و خدای همهٔ مملکت‌های زمین هستی.‏+ تو آسمان و زمین را آفریده‌ای.‏ ۱۶  ای یَهُوَه لطفاً گوش بده و بشنو!‏+ ای یَهُوَه لطفاً چشمانت را باز کن و ببین!‏+ پیغامی را که سِنحاریب برای مسخره کردن خدای زنده فرستاده،‏ بشنو.‏ ۱۷  ای یَهُوَه،‏ واقعیت این است که پادشاهان آشور ملت‌ها و سرزمین‌هایشان را از بین برده‌اند.‏+ ۱۸  آن‌ها خدایان آن سرزمین‌ها را در آتش انداخته‌اند،‏ چون آن‌ها خدا نبودند،‏+ بلکه ساختهٔ دست انسان + و از چوب و سنگ بودند.‏ به خاطر همین توانستند آن‌ها را از بین ببرند.‏ ۱۹  حالا ای یَهُوَه خدای ما،‏ لطفاً ما را از دست او نجات بده تا همهٔ مملکت‌های زمین بدانند که فقط تو ای یَهُوَه،‏ خدا هستی.‏»‏+ ۲۰  بعد اِشَعْیا پسر آموص،‏ این پیغام را برای حِزِقیا فرستاد:‏ «یَهُوَه خدای اسرائیل چنین می‌گوید،‏ ‹من دعای تو را در مورد سِنحاریب،‏ پادشاه آشور شنیده‌ام.‏+ ۲۱  من که یَهُوَه هستم به ضدّ او چنین می‌گویم:‏ ‏«دختر صَهیون* از تو بیزار است و به تو می‌خندد.‏ دختر اورشلیم با تمسخر سرش را تکان می‌دهد و به تو پوزخند می‌زند.‏ ۲۲  آیا می‌دانی که چه کسی را مسخره کرده‌ای و به چه کسی کفر گفته‌ای؟‏+ آیا می‌دانی که برای چه کسی صدایت را بلند کرده‌ای،‏+و به چه کسی با گستاخی نگاه کرده‌ای؟‏ به خدای مقدّس اسرائیل!‏+ ۲۳  تو از طریق پیام‌رسانانت + به یَهُوَه توهین کرده‌ای + و گفته‌ای:‏‏‹با ارابه‌های زیادی که دارم به بالاترین نقطهٔ کوه‌ها،‏و به دورترین نقاط لبنان می‌روم.‏من درختان سر به فلک کشیدهٔ سِدر لبنان،‏ و بهترین سروهای کوهی آنجا را قطع می‌کنم.‏ من به دوردست‌ترین نقاط آن و انبوه‌ترین جنگل‌های آن می‌روم.‏ ۲۴  چاه‌هایی می‌کنم و از آب‌های بیگانه می‌نوشم؛‏با کف پاهایم همهٔ نهرهای* مصر را خشک می‌کنم.‏›‏ ۲۵  آیا از تصمیمی که سال‌ها قبل گرفتم خبر داری؟‏+ من از قدیم برای انجام آن تدارک دیده‌ام،‏+ و حالا آن را عملی می‌کنم.‏+ تو شهرهای حصاردار را به تپه‌هایی از سنگ و خاک* تبدیل خواهی کرد.‏+ ۲۶  ساکنانشان درمانده می‌شوند؛‏وحشت می‌کنند و سرافکنده می‌شوند؛‏ آن‌ها مثل گیاهان زمین و سبزه‌ها،‏+و مثل سبزه‌های روی بام‌ها خواهند شد که باد شرقی،‏ آن‌ها را می‌سوزاند.‏ ۲۷  خوب می‌دانم که چه وقت می‌نشینی،‏ چه وقت بیرون می‌روی،‏چه وقت داخل می‌شوی،‏+و چه وقت از من خشمگین می‌شوی،‏+ ۲۸  چون خشم تو + و غرّش تو به گوش من رسیده است.‏+ پس قلابم را به بینی‌ات می‌اندازم و افسارم را به دهانت،‏*+و تو را از همان راهی که آمده‌ای برمی‌گردانم.‏»‏+ ۲۹  ‏«‹ای حِزِقیا،‏ برای این که به گفته‌هایم اعتماد کنی،‏ من این نشانه را به تو می‌دهم:‏ امسال از غلّه‌ای که خودش می‌رویَد،‏* خواهید خورد؛‏ در سال دوم،‏ از غلّه‌ای که در همان جا جوانه می‌زند،‏ خواهید خورد؛‏+ اما در سال سوم،‏ بذر خواهید کاشت و درو خواهید کرد،‏ همچنین درختان انگور خواهید کاشت و میوهٔ آن‌ها را خواهید خورد.‏+ ۳۰  بازماندگان خاندان یهودا یعنی کسانی که نجات پیدا می‌کنند،‏+ مثل درختانی خواهند بود که در اعماق زمین ریشه می‌دوانند و میوه‌های زیادی به بار می‌آورند.‏ ۳۱  باقی‌ماندگانی از اورشلیم و بازماندگانی از کوه صَهیون بیرون خواهند آمد.‏ یَهُوَه،‏ خدای لشکرها به خاطر غیرتش این کار را خواهد کرد.‏+ ۳۲  ‏«‹برای همین،‏ یَهُوَه در مورد پادشاه آشور می‌گوید:‏+ ‏«او به این شهر وارد نخواهد شد،‏+و تیری به اینجا نخواهد انداخت،‏و سپر به دست،‏ در مقابل آن نخواهد ایستاد،‏و برای حمله به آن پشته‌ای جلوی دیوارش نخواهد ساخت.‏+ ۳۳  او از همان راهی که می‌آید برمی‌گردد،‏و به این شهر داخل نخواهد شد.‏» این گفتهٔ یَهُوَه است.‏ ۳۴  ‏«من از این شهر دفاع خواهم کرد + و به خاطر خودم،‏+و به خاطر بنده‌ام داوود آن را نجات خواهم داد.‏»›»‏+ ۳۵  در همان شب فرشتهٔ یَهُوَه به اردوگاه آشوریان رفت و ۱۸۵٬۰۰۰ سرباز آن‌ها را کشت.‏+ صبح زود وقتی مردم بیدار شدند،‏ دیدند که همه جا پر از جنازه است.‏+ ۳۶  پس سِنحاریب،‏ پادشاه آشور آنجا را ترک کرد و به نِینَوا + برگشت و در آنجا ماند.‏+ ۳۷  وقتی او در خانهٔ* خدای خود،‏ نِسروک در حال پرستش* بود،‏ پسرانش اَدرَمِلِک و شَرعِصِر او را با شمشیر کشتند + و به سرزمین آرارات فرار کردند.‏+ به این ترتیب،‏ یکی دیگر از پسرانش به نام اِسَرحَدّون + به جای او پادشاه شد.‏

پاورقی‌ها

یا:‏ «توبیخ.‏»‏
یا:‏ «رَبشاقی.‏» عنوانی به معنی ساقی ارشد برای یکی از مأموران عالی‌رتبهٔ آشور.‏
تحت‌اللفظی:‏ «من روحی در او می‌گذارم.‏»‏
تحت‌اللفظی:‏ «آن.‏»‏
یا احتمالاً:‏ «در میان.‏»‏
واژه‌نامه:‏ ‏«کَرّوبیان.‏»‏
تحت‌اللفظی:‏ «دختر باکرهٔ صَهیون.‏» عبارتی شاعرانه برای توصیف شهر اورشلیم یا ساکنان آن.‏
یا:‏ «آبراه‌های نیل.‏»‏
یا:‏ «به ویرانه.‏»‏
تحت‌اللفظی:‏ «بین لب‌هایت.‏»‏
یا:‏ «از دانه‌هایی که به زمین افتاده و رشد کرده است.‏»‏
یا:‏ «معبد.‏»‏
یا:‏ «سجده.‏»‏