مزمور ۱۷‏:‏۱‏-‏۱۵

  • دعا برای محافظت

    • ‏«تو دلم را پاک کرده‌ای» ‏(‏۳‏)‏

    • ‏«مرا زیر سایهٔ بال‌هایت پنهان کن» ‏(‏۸‏)‏

دعای داوود.‏ ۱۷  ای یَهُوَه،‏ تمنایم را بشنو و عدالت را برقرار کن؛‏صدای فریادم را بشنو و به کمکم بیا؛‏به دعای صادقانهٔ* من گوش کن.‏ ۲  مرا عادلانه داوری کن؛‏بگذار چشمانت حقیقت را ببیند.‏ ۳  تو از دل من باخبری.‏ حتی در شب،‏ مرا محک زده‌ای؛‏تو دلم را پاک کرده‌ای.‏*خودت می‌بینی که من بدخواه نیستم،‏و با حرف‌هایم مرتکب گناه نشده‌ام.‏ ۴  انسان‌ها هر کاری که بخواهند می‌کنند،‏ولی من به کلام تو* عمل می‌کنم و به راه قانون‌شکنان* نمی‌روم.‏ ۵  کمکم کن همیشه در راه‌های تو قدم بردارمتا پاهایم هیچ وقت نلغزند.‏ ۶  خدایا به تو دعا می‌کنم،‏ چون می‌دانم که به من جواب می‌دهی.‏ به من گوش بده* و حرف‌هایم را بشنو.‏ ۷  محبت بی‌پایانت* را به نحوی شگفت‌انگیز به من نشان بده.‏خدایا،‏ تو کسانی را که به دست راستت پناه می‌آورند نجات می‌دهی،‏تا از دست مخالفانت در امان باشند.‏ ۸  مثل مردمک چشمت از من محافظت کن؛‏مرا زیر سایهٔ بال‌هایت پنهان کن.‏ ۹  مرا از حملات شریران محافظت کن،‏و از دست دشمنانِ جانم که محاصره‌ام کرده‌اند،‏ نجات بده.‏ ۱۰  آن‌ها بی‌احساس* شده‌اند،‏و از روی غرور و خودپسندی حرف می‌زنند؛‏ ۱۱  آن‌ها من و همراهانم را در تنگنا گذاشته‌اند،‏و دنبال فرصت می‌گردند تا ما را به زمین بزنند.‏ ۱۲  دشمنان* مثل شیر درنده‌ای هستند که منتظر است طعمه‌اش را تکه‌پاره کند،‏شیر جوانی که در بیشه در کمین نشسته است.‏ ۱۳  ای یَهُوَه،‏ بلند شو و در مقابلشان بایست و آن‌ها را از پا درآور؛‏با شمشیرت جانم را از دست شریران نجات بده؛‏ ۱۴  ای یَهُوَه،‏ مرا با دست خودت از چنگ کسانی که به این دنیا دل بسته‌اند نجات بده؛‏از دست کسانی که فکر و ذکرشان* همین زندگیست؛‏کسانی که شکمشان را با نعمت‌های تو سیر می‌کنند،‏و برای پسران زیادی که دارند،‏ ارث به جا می‌گذارند.‏ ۱۵  اما تو مرا مورد لطف خودت قرار می‌دهی،‏* چون کارهایم راست و درست است؛‏وقتی بیدار می‌شوم خوشحال و راضی‌ام،‏ چون تو در کنارم هستی.‏*

پاورقی‌ها

یا:‏ «بی‌ریای.‏»‏
یا:‏ «تصفیه کرده‌ای.‏»‏
یا:‏ «سخنان لب‌هایت.‏»‏
یا:‏ «دزدان.‏»‏
یا:‏ «خم شو و به من گوش بده.‏»‏
یا:‏ «محبت پایدارت.‏» رجوع به واژه‌نامه.‏
یا:‏ «سنگدل؛‏ بی‌تفاوت.‏»‏
تحت‌اللفظی:‏ «او.‏»‏
تحت‌اللفظی:‏ «نصیبشان.‏»‏
یا:‏ «اما من روی تو را می‌بینم.‏»‏
یا:‏ «شکل تو را می‌بینم.‏»‏