مراجعه به متن

مراجعه به فهرست مطالب

در راه‌های یَهُوَه گام بردارید

در راه‌های یَهُوَه گام بردارید

 در راه‌های یَهُوَه گام بردارید

‏‹خوشا به حال هر که از یَهُوَه می‌ترسد و بر طریق‌های او سالک می‌باشد.‏› —‏ مزمور ۱۲۸:‏۱‏.‏

۱،‏ ۲.‏ چرا اطمینان داریم که دست یافتن به شادی و سعادت امری غیرممکن نیست؟‏

انسان‌ها دوست دارند موفق و سعادتمند باشند.‏ اما آیا متوجه شده‌اید که آرزوی سعادت و حتی جستجوی آن فرسنگ‌ها با سعادتمند بودن فاصله دارد؟‏

۲ سعادتمند شدن گرچه دشوار است چندان غیرممکن نیست.‏ مزمور ۱۲۸:‏۱ می‌گوید:‏ ‹خوشا به حال هر که از یَهُوَه می‌ترسد و بر طریق‌های او سالک می‌باشد.‏› پس اگر خدا را گرامی بداریم و با به جا آوردن اراده‌اش در راه‌های او گام برداریم کامیاب و خرسند می‌شویم.‏ پیش گرفتن چنین طریقی در زندگی چه تأثیری در اخلاق و رفتارمان دارد و چه خصوصیاتی را در ما برجسته می‌سازد؟‏

اشخاصی معتمد باشید

۳.‏ بهترین راهی که می‌توانیم معتمد بودنمان را به خدا ثابت کنیم چیست؟‏

۳ خداترسان مثل خدا معتمدند.‏ یَهُوَه به هر وعده‌ای که به اسرائیلیان داده بود وفا کرد.‏ (‏۱پادشاهان ۸:‏۵۶‏)‏ مهم‌ترین وعده‌ای که ما به خدا می‌دهیم وقف زندگی‌مان به اوست.‏ برای نگاه داشتن قول و وعدهٔ خود به خدا دعاهای مکرّر و خالصانه لازم است.‏ مثل مزمورنویس،‏ ما نیز دعا می‌کنیم:‏ «تو ای خدا نذرهای مرا شنیده‌ای .‏ .‏ .‏ پس نام تو را تا به ابد خواهم سُرایید تا هر روز نذرهای خود را وفا کنم.‏» (‏مزمور ۶۱:‏۵،‏ ۸؛‏ جامعه ۵:‏۴-‏۶‏)‏ اگر می‌خواهیم دوست خدا شویم باید اشخاصی معتمد باشیم.‏ —‏ مزمور ۱۵:‏۱،‏ ۴‏.‏

۴.‏ یَفْتاح و دخترش چه عکس‌العملی نسبت به نذری که خود یَفْتاح به یَهُوَه کرده بود نشان دادند؟‏

۴ در اسرائیل باستان،‏ در روزگار داوران،‏ یَفْتاح نذر کرد که اگر یَهُوَه او را بر عَمّونیان پیروز سازد،‏ اوّلین کسی را که در بازگشت از نبرد به استقبال آنان بشتابد ‹برای قربانی سوختنی خواهد گذرانید.‏› پس از نبرد،‏ اوّلین کسی که به استقبال وی از خانه بیرون آمد دخترش بود.‏ آن دختر یگانه فرزند او بود.‏ غیر از او پسری یا دختری نداشت.‏ اما هم یَفْتاح و هم دختر مجرّد او با ایمان کامل به یَهُوَه به نذری که خود یَفْتاح کرده بود وفا کردند.‏ در میان اسرائیلیان ازدواج کردن و بچه‌دار شدن بسیار اهمیت داشت.‏ با این حال،‏ دختر یَفْتاح با رغبت تن به مجرّدی داد و افتخار یافت سال‌های زندگی‌اش را به خدمت مقدّس در خیمهٔ یَهُوَه سپری کند.‏ —‏ داوران ۱۱:‏۲۸-‏۴۰‏.‏

۵.‏ حَنّا چگونه شخصی معتمد بود؟‏

۵ زن خداترس دیگری به نام حَنّا نیز شخصی معتمد بود.‏ حَنّا با مردی از سِبط لاوی به نام اَلقانَه ازدواج کرده بود که زنی دیگر به نام فَنِنَّه داشت و با کلّ خانواده در منطقهٔ کوهستانی اِفرایم زندگی می‌کرد.‏ فَنِنَّه چندین فرزند آورده بود ولی حَنّا نازا بود.‏ فخرفروشی‌های فَنِنَّه حَنّا را بسیار عذاب می‌داد مخصوصاً طی زیارت سالیانه‌شان به خیمهٔ یَهُوَه.‏ طی یکی از این زیارت‌ها حَنّا نذر کرد که اگر یَهُوَه پسری به او بخشد او را به یَهُوَه خواهد داد.‏ اندکی پس از آن حَنّا پسری آورد و او را سموئیل نامید.‏ وقتی حَنّا سموئیل را از شیر گرفت او را به شیلو آورده،‏ برای ‹تمامی ایّام عمرش به یَهُوَه داد.‏› (‏۱سموئیل ۱:‏۱۱‏)‏ بدین صورت حَنّا به نذر خود وفا کرد بدون این که اطمینان داشته باشد که آیا دوباره بچه‌دار می‌شود یا نه.‏ —‏ ۱سموئیل ۲:‏۲۰،‏ ۲۱‏.‏

۶.‏ امین و معتمد بودن تیخیکُس چگونه آشکار شد؟‏

۶ تیخیکُس،‏ یکی از مسیحیان قرن اوّل نیز از جمله اشخاص معتمد و «خادم امین» بود.‏ (‏کُولُسیان ۴:‏۷‏)‏ تیخیکُس در یکی از سفرهای پولُس رسول او را از یونان همراهی کرده،‏ از مَکادونیه (‏مقدونیه)‏ عبور نمود و وارد آسیای صغیر شد و احتمالاً تا اورشلیم با او همسفر بود.‏ (‏اَعمال ۲۰:‏۲-‏۴‏)‏ «آن برادری» که تیطُس را در جمع‌آوری اعانه و صدقه برای هم‌ایمانان محتاج در استان یهودیه کمک کرد احتمالاً تیخیکُس بود.‏ (‏۲قُرِنتیان ۸:‏۱۸،‏ ۱۹؛‏ ۱۲:‏۱۸‏)‏ و اوّلین باری که پولُس در روم زندانی بود تیخیکُس رابط او با هم‌ایمانان شهرهای اَفَسُس و کُولُسی بود.‏ (‏اَفَسُسیان ۶:‏۲۱،‏ ۲۲؛‏ کُولُسیان ۴:‏۸،‏ ۹‏)‏ دوّمین باری که پولُس در روم حبس شده بود تیخیکُس دوباره پیام‌های او را برای برادران  اَفَسُس می‌برد.‏ (‏۲تیموتاؤس ۴:‏۱۲‏)‏ اگر ما نیز اشخاصی معتمد باشیم در خدمت یَهُوَه برکت خواهیم یافت.‏

۷،‏ ۸.‏ چرا می‌توان دوستی بین داود و یوناتان را دوستی واقعی خواند؟‏

۷ خدا از ما انتظار دارد دوستانی معتمد باشیم.‏ ‏(‏امثال ۱۷:‏۱۷‏)‏ یوناتان پسر شاؤلِ پادشاه و داود،‏ دوستان بسیار نزدیک شدند.‏ وقتی یوناتان شنید که داود جُلْیات را از پا درآورد «دل یوناتان بر دل داود چسبید،‏ و یوناتان او را مثل جان خویش دوست داشت.‏» (‏۱سموئیل ۱۸:‏۱،‏ ۳‏)‏ و وقتی شاؤل قصد جان داود را کرده بود یوناتان داود را به موقع هشدار داد.‏ داود نیز برای حفظ جانش پا به فرار گذاشت.‏ بعداً یوناتان با داود عهد دوستی و وفاداری بست.‏ با این که تماس با داود برای یوناتان خطر مرگ به همراه می‌داشت آن دو دوباره یک دیگر را ملاقات و عهد خود را تازه کردند.‏ (‏۱سموئیل ۲۰:‏۲۴-‏۴۱‏)‏ در آن آخرین دیدار،‏ ‹یوناتان،‏ دست داود را به خدا تقویت نمود.‏› —‏ ۱سمو ۲۳:‏۱۶-‏۱۸‏.‏

۸ یوناتان در نبردی با فلسطینی‌ها کشته شد.‏ (‏۱سموئیل ۳۱:‏۶‏)‏ داود در نوحه‌ای که سُرایید،‏ گفت:‏ «ای برادر من یوناتان برای تو دلتنگ شده‌ام.‏ برای من بسیار نازنین بودی.‏ محبت تو با من عجیب‌تر از محبت زنان بود.‏» (‏۲سموئیل ۱:‏۲۶‏)‏ دوستی آن دو دوستی واقعی بود.‏

همیشه «فروتن باشید»‏

۹.‏ باب نهم کتاب داوران اهمیت تواضع و فروتنی را به چه شکل بیان می‌کند؟‏

۹ برای دوستی با خدا باید ‹فروتن باشیم.‏› ‏(‏۱پِطْرُس ۳:‏۸؛‏ مزمور ۱۳۸:‏۶‏)‏ در باب نهم کتاب داوران اهمیت تواضع و فروتنی به وضوح بیان شده است.‏ یوتام پسر جِدْعُون تشبیهی را نقل کرده،‏ گفت:‏ «درختان رفتند تا بر خود پادشاهی نصب کنند.‏» در ادامه به درختان زیتون،‏ انجیر و مو اشاره می‌کند.‏ این‌ها مظهر افرادی لایق و برجسته بودند که نخواستند خود را بر برادران اسرائیلی‌شان برافرازند و بر آن‌ها حاکم شوند.‏ اما پس از این‌ها به خار اشاره می‌کند که فقط برای سوختن مفید است.‏ خار مذکور مظهر اَبیمَلِکِ مغرور و خونخوار بود که برای تسلّط یافتن بر دیگران از هیچ حربه و ترفندی دریغ نمی‌کرد.‏ اَبیمَلِک فقط «بر اسرائیل سه سال حکمرانی کرد» و با مرگی زودرس مواجه شد.‏ (‏داوران ۹:‏۸-‏۱۵،‏ ۲۲،‏ ۵۰-‏۵۴‏)‏ آیا بهتر نیست که افرادی ‹فروتن باشیم›؟‏

۱۰.‏ از کوتاهی هیرودیس «که خدا را تمجید ننمود» چه آموختید؟‏

۱۰ در قرن اوّل بین هیرودیس اَغْرِیپاس پادشاه یهودیه و اهالی شهرهای صور و صیدون مخالفت‌ها و کشمکش‌های سیاسی در گرفته بود.‏ پس از چندی شهروندان آن دو شهر در صدد روابطی بهتر و مسالمت‌آمیز با هیرودیس برآمدند.‏ طی یکی از نطق‌های هیرودیس،‏ جمعی بزرگ از اهالی آن شهرها به هیجان آمده،‏ فریادکنان گفتند:‏ «آواز خداست نه آواز انسان.‏» هیرودیس تملّق‌گویی آن‌ها را رد نکرد و در نتیجه فرشتهٔ یَهُوَه او را در همان آن زد.‏ هیرودیس به طرزی فجیع کشته شد «زیرا که خدا را تمجید ننمود.‏» (‏اَعمال ۱۲:‏۲۰-‏۲۳‏)‏ شاید ما نیز در کاری لیاقت و صلاحیت پیدا کرده باشیم.‏ مثلاً سخنرانی ماهر یا معلّمی قابل در تعلیم کتاب مقدّس شده‌ایم.‏ در این صورت باید خدا را سپاسگزار باشیم که اجازه داده است توانایی‌هایمان را رشد دهیم و آن‌ها را به کار گیریم.‏ —‏ ۱قُرِنتیان ۴:‏۶،‏ ۷؛‏ یعقوب ۴:‏۶‏.‏

شهامت و شجاعت داشته باشید

۱۱،‏ ۱۲.‏ تجربهٔ خَنوخ چگونه اطمینان می‌دهد که یَهُوَه شهامت و قوّت لازم را به خادمانش می‌بخشد؟‏

۱۱ اگر با تواضع در طریق‌های یَهُوَه گام برداریم او نیز ما را قوی و دلیر می‌سازد.‏ ‏(‏تثنیه ۳۱:‏۶-‏۸،‏ ۲۳‏)‏ خَنوخ که هفتمین نسل آدم بود با شهامت تمام در میان نسلی شریر و بیگانه با خدا در راهی راست گام برمی‌داشت.‏ (‏پیدایش ۵:‏۲۱-‏۲۴‏)‏ به دلیل شرارت آن نسل از آدمیان بود که یَهُوَه خَنوخ را شهامت و قوّت بخشید تا بتواند پیام تکان‌دهنده‌اش را به مردم خدانشناس و بدکار برساند.‏ (‏یهودا ۱۴،‏ ۱۵ خوانده شود‏)‏ آیا شما نیز شهامت دارید داوری‌های خدا را به مردم اعلان کنید؟‏

۱۲ یَهُوَه بالاخره داوری خود را با طوفان نوح در مورد آدمیان خدانشناس به اجرا گذاشت.‏ اما نبوّت‌های خَنوخ برای ما مایهٔ دلگرمی و قوّت قلب است زیرا به ما اطمینان می‌دهد که مردمان شریر روزگار ما نیز به دست فرشتگان خدا به چنین عاقبتی گرفتار خواهند شد.‏ (‏مکاشفه ۱۶:‏۱۴-‏۱۶؛‏ ۱۹:‏۱۱-‏۱۶‏)‏ یَهُوَه دعای ما را برای قوّت و شهامت موعظه کردن جواب می‌دهد تا پیام‌های او را،‏ حال چه پیام داوری چه پیام خوشِ نعمت‌های حکومتش،‏ به مردم برسانیم.‏

۱۳.‏ چرا اطمینان داریم که خدا شهامت و قوّت لازم را برای مواجه شدن با مشکلات بغرنج به ما می‌دهد؟‏

۱۳ در مواجه شدن با مشکلات بغرنج نیز نیاز به شهامت و  قدرت از خدا داریم.‏ دو زنی که عیسو از قوم حِتّیان گرفته بود «باعث تلخی جان اسحاق و رِفقَه شدند.‏» کار به جایی رسید که رِفقَه ناله سر داده،‏ گفت:‏ «به سبب دختران حِتّ از جان خود بیزار شده‌ام.‏ اگر [پسرمان] یعقوب زنی از دختران حِتّ،‏ مثل اینانی که دختران این زمینند بگیرد،‏ مرا از حیات چه فایده خواهد بود؟‏» (‏پیدایش ۲۶:‏۳۴،‏ ۳۵؛‏ ۲۷:‏۴۶‏)‏ اسحاق فوراً وارد عمل شد و یعقوب را به جایی فرستاد تا برای خود زنی از میان پرستندگان یَهُوَه بگیرد.‏ وضعیت عیسو از دست یعقوب و رِفقَه خارج بود.‏ ولی خدا به آن‌ها حکمت،‏ شهامت و قوّت داد تا حتی در وضعیتی بغرنج ایمان و وفاداری خود را به او حفظ کنند.‏ اگر از یَهُوَه در دعا بخواهیم کمک لازم را در اختیار ما بگذارد او دعای ما را جواب می‌دهد.‏ —‏ مزمور ۱۱۸:‏۵‏.‏

۱۴.‏ یک دختر اسرائیلی چه شهامتی از خود نشان داد؟‏

۱۴ قرن‌ها بعد یک دختر اسرائیلی طی حملات غارتگران ربوده،‏ به اسارت در آمد.‏ اندکی بعد این دختر کنیز سردار لشکر اَرامیان به نام نُعمان شد که بَرَص یعنی نوعی جذام داشت.‏ از آن جا که دخترک اسرائیلی می‌دانست یَهُوَه خدا در اسرائیل معجزاتی از طریق اَلِیشَع نبی کرده بود با شهامت به زن نُعمان گفت:‏ «کاش که آقایم در حضور نبی‌ای که در سامره است،‏ می‌بود که او را از بَرَصش شفا می‌داد.‏» از این رو نُعمان به سرزمین اسرائیل رفت و با معجزهٔ خدا از بَرَص خود شفا یافت.‏ (‏۲پادشاهان ۵:‏۱-‏۳‏)‏ آن دختر نمونهٔ خوبی از شهامت برای جوانان امروز است که با اتکا به روح‌القدس یَهُوَه با شهامت تمام به معلّمان،‏ همکلاسی‌ها و دیگران شهادت می‌دهند!‏

۱۵.‏ عُوبَدْیا کارگزار دربار پادشاه اَخاب چه شهامتی از خود نشان داد؟‏

۱۵ با شهامتی که خدا به ما می‌بخشد می‌توانیم اذیت و آزار را تحمّل کنیم.‏ مورد عُوبَدْیا را نمونه بیاوریم که در دربار پادشاه اَخاب کارگزار و معاصر ایلیّای نبی بود.‏ ملکه ایزابل دستور قتل انبیای خدا را صادر کرده بود.‏ عُوبَدْیا بی‌درنگ ۱۰۰ نفر از انبیای در معرض خطر را «پنجاه پنجاه در مَغاره‌ای پنهان کرد.‏» (‏۱پادشاهان ۱۸:‏۱۳؛‏ ۱۹:‏۱۸‏)‏ همان طور که عُوبَدْیا انبیای یَهُوَه را پناه داد،‏ آیا شهامت پناه دادن برادران مسیحی‌مان را که تحت تعقیب و خشونت قرار می‌گیرند خواهیم داشت؟‏

۱۶،‏ ۱۷.‏ اَرِسْتَرخُس و غایوس در مقابل تهدید و آزار چه واکنشی از خود نشان دادند؟‏

۱۶ چنانچه ما هم تحت تعقیب و خشونت قرار گیریم می‌توانیم مطمئن باشیم که یَهُوَه با ما خواهد بود.‏ (‏رومیان ۸:‏۳۵-‏۳۹‏)‏ در قرن اوّل جمعیتی بزرگ از اوباش در شهر اَفَسُس که تعدادشان احتمالاً به هزاران نفر می‌رسید دو نفر از همکاران پولُس به نام‌های اَرِسْتَرخُس و غایوس را کشان کشان به آمفی‌تئاتر شهر آوردند.‏ شورش را زرگری به نام دیمیتریوس آغاز کرده بود.‏ دیمیتریوس و زرگران دیگر شهر از ساختن شکل و شمایل بتکدهٔ الٰههٔ اَرطامیس سودی هنگفت به دست می‌آوردند ولی فعالیت‌های موعظهٔ پولُس باعث شده بود چندین تن از ساکنان شهر از بت‌پرستی دست بکشند.‏ واضح است که اگر اوضاع ادامه می‌یافت منبع درآمد آن بت‌سازان سوداگر شدیداً به خطر می‌افتاد.‏ آن اراذل دست بر اَرِسْتَرخُس و غایوس انداخته،‏ آن‌ها را به آمفی‌تئاتر شهر کشاندند و فریادکنان شعار می‌دادند:‏ «بزرگ است اَرطامیس اَفَسُسیان.‏» اَرِسْتَرخُس و غایوس به حتم انتظار داشتند هر لحظه به دست آن اوباش به قتل برسند.‏ اگر کاردار دیوان شهر میانجی‌گری نمی‌کرد بدون شک جان خود را از دست می‌دادند.‏ —‏ اَعمال ۱۹:‏۲۳-‏۴۱‏.‏

۱۷ اگر شما جای آن دو مسیحی بودید،‏ پس از چنین تجربه‌ای آیا تصمیم نمی‌گرفتید زندگی آرام و بی‌دغدغه‌ای داشته باشید؟‏ در گزارش کتاب مقدّس هیچ اثری از ترس و بزدلی در اَرِسْتَرخُس و غایوس نمی‌بینیم.‏ اَرِسْتَرخُس که اهل تَسّالونیکی بود خوب می‌دانست که به دلیل پخش و تبلیغ بشارت آزار و اذیت می‌بیند.‏ زیرا چندی پیش که پولُس در تَسّالونیکی موعظه می‌کرد  مردم آنجا هم عکس‌العملی مشابه نشان داده بودند.‏ (‏اَعمال ۱۷:‏۵؛‏ ۲۰:‏۴‏)‏ چون اَرِسْتَرخُس و غایوس در راه یَهُوَه گام برمی‌داشتند یَهُوَه نیز قوّت و شجاعت لازم را برای تحمّل آزار و اذیت به آن‌ها داد.‏

به فکر دیگران باشید

۱۸.‏ پَرِسْکِلّا و اَکیلا به چه نحو ‹ملاحظهٔ دیگران را می‌کردند›؟‏

۱۸ همیشه به فکر هم‌ایمانان مسیحی‌مان باشیم حتی در مواقعی که آزار می‌بینیم.‏ پَرِسْکِلّا و اَکیلا اشخاصی بودند که ‹ملاحظهٔ دیگران را می‌کردند.‏› (‏فیلِپّیان ۲:‏۴ خوانده شود‏)‏ آن زن و شوهر نمونه احتمالاً در همان شهر اَفَسُس که دیمیتریوسِ زرگر آشوب به پا کرده بود پولُس را نزد خود پناه داده بودند.‏ حتی ممکن بود به خاطر حفظ جان پولُس جان خودشان به خطر می‌افتاد.‏ (‏رومیان ۱۶:‏۳،‏ ۴؛‏ ۲قُرِنتیان ۱:‏۸‏)‏ امروزه برای این که جان برادرانمان را به خطر نیندازیم لازم است ‹مثل مار هوشیار باشیم.‏› (‏متّیٰ ۱۰:‏۱۶-‏۱۸‏)‏ با احتیاط به کار خود مشغول می‌باشیم و تحت آزار و اذیت هرگز نام برادرانمان یا هر گونه اطلاعاتی را در مورد آن‌ها برای دشمن فاش نمی‌کنیم.‏

۱۹.‏ طابیتا چه نیکویی‌هایی به دیگران می‌کرد؟‏

۱۹ به گونه‌های مختلف می‌توانیم ملاحظهٔ حال دیگران را بکنیم.‏ برخی از مسیحیان نیازهایی دارند که شاید بتوانیم آن‌ها را برطرف کنیم.‏ (‏اَفَسُسیان ۴:‏۲۸؛‏ یعقوب ۲:‏۱۴-‏۱۷‏)‏ در جماعت یافا در قرن اوّل زنی سخاوتمند بود به نام طابیتا.‏ (‏اَعمال ۹:‏۳۶-‏۴۲ خوانده شود‏)‏ طابیتا «از اَعمال صالحه و صدقاتی که می‌کرد،‏ پر بود.‏» از قرار معلوم لباس‌هایی را به صورت صدقه برای بیوه‌زنان محتاج می‌دوخت.‏ وقتی او در سال ۳۶ م.‏ فوت کرد غمی بزرگ بیوه‌زنان جماعت را در خود فرو برد.‏ ولی خدا طابیتا را از طریق پِطْرُس رسول رستاخیز داد.‏ شکی نیست که وی مابقی زندگی زمینی‌اش را با شادمانی در خدمت موعظه و در کارهای نیک برای دیگران سپری کرد.‏ بسیار باید شکرگزار باشیم که چنین زنان مسیحی ازخودگذشته‌ای امروزه در میان ما هستند!‏

۲۰،‏ ۲۱.‏ الف)‏ ملاحظهٔ حال دیگران را کردن چه رابطه‌ای با تشویق و دلگرمی دارد؟‏ ب)‏ برای تشویق کردن دیگران چه می‌توانید بکنید؟‏

۲۰ با تشویق کردن دیگران ملاحظهٔ حالشان را می‌کنیم.‏ ‏(‏رومیان ۱:‏۱۱،‏ ۱۲‏)‏ مثلاً همکار پولُس،‏ سیلاس بسیار باعث تشویق و دلگرمی او بود.‏ بعد از این که هیئت اداره‌کننده در سال ۴۹ م.‏ به مسئلهٔ ختنه رسیدگی کرد قاصدانی به نقاط مختلف فرستاد تا همهٔ مسیحیان را از نتیجهٔ تصمیم خود مطلع سازد.‏ سیلاس،‏ یهودا،‏ بَرنابا و پولُس مأمور شدند نامهٔ هیئت اداره‌کننده را به اَنطاکیه ببرند.‏ در آنجا «یهودا و سیلاس چونکه ایشان هم نبی بودند،‏ برادران را به سخنان بسیار،‏ نصیحت و تقویت نمودند.‏» —‏ اَعمال ۱۵:‏۳۲‏.‏

۲۱ چندی بعد پولُس و سیلاس در شهر فیلِپّی به زندان افتادند ولی در اثر زمین‌لرزه‌ای که در آنجا رخ داد توانستند به زندانبان و خانواده‌اش شهادت دهند و آن‌ها نیز ایمان آوردند.‏ اما قبل از این که سیلاس و پولُس آن شهر را ترک کنند برادران را به گرمی تشویق کردند.‏ (‏اَعمال ۱۶:‏۱۲،‏ ۴۰‏)‏ شما نیز مثل پولُس و سیلاس سعی کنید برادران را با جواب‌هایتان در جلسه،‏ با گفتارهایتان و با موعظهٔ غیورانه‌تان تشویق و بنا کنید.‏ و «اگر کلامی نصیحت‌آمیز برای قوم دارید،‏ بگویید.‏» —‏ اَعمال ۱۳:‏۱۵‏.‏

همواره در راه‌های یَهُوَه گام بردارید

۲۲،‏ ۲۳.‏ چگونه می‌توانیم از گزارشات کتاب مقدّس فایده ببریم؟‏

۲۲ بسیار خوشحالیم که شرح‌حال زندگی افراد بسیاری را در کلام یَهُوَه «خدای جمیع تسلّیات» پیدا می‌کنیم.‏ (‏۲قُرِنتیان ۱:‏۳‏)‏ تنها زمانی از تجربهٔ این افراد فایده می‌بریم که از آن‌ها درس بگیریم و اجازه دهیم روح‌القدس گام‌های ما را هدایت کند.‏ —‏ غَلاطیان ۵:‏۲۲-‏۲۵‏.‏

۲۳ وقتی در این گزارشات کتاب مقدّس تعمّق می‌کنیم اخلاق و رفتار خدایی را در خود پرورش می‌دهیم.‏ این گونه خصوصیات رابطهٔ ما را با یَهُوَه قوی‌تر می‌سازد و او نیز «حکمت و معرفت و خوشی را می‌بخشد.‏» (‏جامعه ۲:‏۲۶‏)‏ بلی،‏ ما نیز می‌توانیم دل خدا را شاد کنیم.‏ (‏امثال ۲۷:‏۱۱‏)‏ امید است که همهٔ ما مصمم باشیم همواره در راه‌های یَهُوَه گام برداریم.‏

می‌توانید پاسخ دهید؟‏

‏• چگونه می‌توانید ثابت کنید شخصی معتمد هستید؟‏

‏• چرا باید ‹فروتن باشیم›؟‏

‏• چگونه می‌توانیم با خواندن گزارشات کتاب مقدّس شهامت به دست آوریم؟‏

‏• چگونه می‌توانیم به فکر دیگران نیز باشیم؟‏

‏[سؤالات مقالهٔ مطالعه‌ای]‏

‏[تصویر در صفحهٔ ۱۵]‏

نوجوانان،‏ از آن دختر اسرائیلی چه می‌آموزید؟‏