مراجعه به متن

مراجعه به فهرست مطالب

‏«به ایمان رفتار می‌کنیم نه به دیدار»‏

‏«به ایمان رفتار می‌کنیم نه به دیدار»‏

 ‏«به ایمان رفتار می‌کنیم نه به دیدار»‏

‏«زیرا که به ایمان رفتار می‌کنیم نه به دیدار.‏» —‏ ۲قُرِنتیان ۵:‏۷‏.‏

۱.‏ چه چیزی نشان می‌دهد که پولُس به ایمان رفتار می‌کرد و نه به آنچه با چشم می‌دید؟‏

سال ۵۵ د.‏م.‏ بود که پولُس رسول،‏ دشمن سرسخت سابق مسیحیان،‏ سخنان بالا را به تحریر آورد.‏ حدود ۲۰ سال بود که از گرویدن پولُس،‏ یا همان سَوْلُس سابق،‏ به مسیحیت می‌گذشت.‏ اما گذشت زمان ایمان به خدا را در او تضعیف یا متزلزل نساخته بود.‏ با اینکه او نیز،‏ مثل ما،‏ قادر نبود عرش آسمانی خدا را به چشم خود ببیند ایمانش همچنان قوی باقی مانده بود.‏ جای تعجب نیست که در مورد امید آتی و آسمانی به مسیحیان مسح‌شده نوشت:‏ «به ایمان رفتار می‌کنیم نه به دیدار.‏» —‏ ۲قُرِنتیان ۵:‏۷‏.‏

۲،‏ ۳.‏ الف)‏ چگونه می‌توانیم ثابت کنیم که با ایمان رفتار و زندگی می‌کنیم؟‏ ب)‏ رفتار به دیدار و اعتماد به چشم یعنی چه؟‏

۲ رفتار یا راه رفتن با خدا که می‌تواند زندگی ما را هدایت کند مستلزم اعتماد کامل به وی است.‏ پس باید کاملاً معتقد باشیم که او صلاح ما را می‌خواهد.‏ (‏ مزمور ۱۱۹:‏۶۶‏)‏ از این رو،‏ هر تصمیمی که در زندگی می‌گیریم باید با علم به این که «چیزهای نادیده» وجود دارد صورت گیرد.‏ (‏ عبرانیان ۱۱:‏۱‏)‏ این امور نادیدنی شامل وعده‌های خدا مانند وعدهٔ «آسمان‌های جدید و زمین جدید» نیز می‌شود.‏ (‏ ۲پِطْرُس ۳:‏۱۳‏)‏ اما راه رفتن به دیدار برعکس این موضوع است یعنی در زندگی صرفاً برحسب ظاهر امر و آنچه می‌بینیم و لمس می‌کنیم تصمیم بگیریم.‏ لازم به گفتن نیست که این طرز عمل بسیار خطرناک است و به ترک خدا و فراموش کردن خواسته‌های او می‌انجامد.‏ —‏ مزمور ۸۱:‏۱۲؛‏ جامعه ۱۱:‏۹‏.‏

۳ هر مسیحی باید پند بالا را جدّی بگیرد،‏ حال چه جزو «گلّهٔ کوچک» با امید به زندگی آتی در آسمان باشد چه از «گوسفندان دیگر» با امید به زندگی ابدی روی زمین.‏ همه بدون استثنا باید بکوشیم به ایمان راه رویم نه با اعتماد به چشمانمان.‏ (‏ لوقا ۱۲:‏۳۲؛‏ یوحنّا ۱۰:‏۱۶‏)‏ در اینجا به بررسی این پند الٰهی می‌پردازیم و خواهیم دید که اطاعت از آن چگونه ما را از فریب «لذّتِ اندک زمانی گناه،‏» از دام مادی‌گرایی و همچنین از خواب غفلت که از نظر دور کنیم که پایان این سیستم نزدیک است،‏ بازمی‌دارد.‏ همچنین،‏ خطرات جدّی‌ای را که بر اساس تصمیم‌گیری برحسب ظاهر یا دیده وجود دارد مورد بررسی قرار می‌دهیم.‏ —‏ عبرانیان ۱۱:‏۲۵‏.‏

پشت کردن به ‹لذّات زودگذر گناه›‏

۴.‏ موسی چه تصمیم مهمی گرفت و دلیلش چه بود؟‏

۴ لحظه‌ای به زندگی‌ای که موسای پیامبر،‏ پسر عَمْرام،‏ می‌توانست برای خود بسازد فکر کنید.‏ او که با شاهزاده‌ها و اشراف دربار مصر بزرگ شده بود از هر قدرت و ثروت و نفوذی که می‌خواست می‌توانست بهره‌مند شود.‏ موسی می‌توانست براحتی نزد خود فکر کند:‏ ‹من خیلی خوش‌شانسم که در حکمت و علم مصر از تحصیلات و آموزش عالی برخوردارم.‏ هم در سخن گفتن و هم در داشتن اختیارات،‏ شخص مقتدری هستم.‏ اگر همین جا در دربار مصر بمانم و رابطه‌ام را با فرعون قوی‌تر کنم بهتر می‌توانم به برادران عبرانی ستمدیده‌ام کمک کنم!‏› (‏ اَعمال ۷:‏۲۲‏)‏ اما چرا موسی «ذلیل بودن با قوم خدا را» به آن همه امتیازات ترجیح داد؟‏ چه چیزی باعث شد که موسی به همهٔ امتیازات و محسنات مصر پشت کند؟‏ کتاب مقدّس این طور جواب می‌دهد:‏ «موسی .‏ .‏ .‏ مصر را ترک کرد و از غضب پادشاه نترسید زیرا که چون آن نادیده را بدید،‏ استوار ماند.‏» (‏ عبرانیان ۱۱:‏۲۴-‏۲۷‏)‏ بلی،‏ ایمان و اطمینان موسی به یَهُوَه و پاداش درستکاری‌اش بود که او را ترغیب کرد به گناه و همهٔ لذّات آنی و زودگذر آن پشت کند.‏

۵.‏ عکس‌العمل و تصمیم موسی ما را به چه کار ترغیب می‌کند؟‏

۵ ما نیز به کرّات با تصمیماتی سخت روبرو می‌شویم.‏ مثلاً:‏ ‹آیا وقتش نرسیده که عادت یا خصلتی را که کاملاً با اصول کتاب مقدّس موافق نیست کنار بگذارم؟‏ آیا درست است به دنبال شغلی باشم که مزایای زیادی دارد ولی به قیمت رشد در ایمانم تمام می‌شود؟‏› به ترغیب از موسی در زندگی  تصمیماتی نمی‌گیریم که بر اساس کوته‌بینی متداول در دنیا است؛‏ برعکس،‏ دوراندیش بوده،‏ به آن «نادیده،‏» یعنی یَهُوَه خدا،‏ و به حکمت بی‌پایانش ایمان می‌ورزیم.‏ آرزو داریم که ما نیز مثل موسی برای دوستی یَهُوَه بیش از هر چیز دیگر در این دنیا ارزش قائل شویم.‏

۶،‏ ۷.‏ الف)‏ عیسو چگونه ثابت کرد که در زندگی با اعتماد به چشم عمل می‌کرد؟‏ ب)‏ عیسو چه نمونهٔ هشدارآمیزی است برای ما؟‏

۶ حالا موسی را با عیسو،‏ یکی از پسران اسحاقِ پَطرِیارْخ مقایسه کنیم.‏ برعکس موسی،‏ عیسو شخصی بود که مدام در پی لذّات آنی بود.‏ (‏ پیدایش ۲۵:‏۳۰-‏۳۴‏)‏ او که برای امور معنوی و روحانی ارزشی قائل نبود «برای طعامی نخست‌زادگی خود را بفروخت.‏» (‏ عبرانیان ۱۲:‏۱۶‏)‏ عیسو زحمت دوراندیشی را به خود نداد تا ببیند فروختن حق نخست‌زادگی در ازای یک کاسه آش چه لطمه‌ای به رابطهٔ او با یَهُوَه می‌زند و یا چه نتایج بدی برای نسل او به همراه خواهد داشت.‏ به عبارت ساده‌تر عیسو بینش و فطانت روحانی نداشت.‏ و چون چشمانش را بسته بود و ارزش وعده‌های آتی خدا را دیگر نمی‌توانست ببیند آن‌ها را مردود و پوچ تلقّی می‌کرد.‏ آری،‏ عیسو به دیدار یا با اعتماد به چشم زندگی می‌کرد نه به ایمان.‏

۷ عیسو برای ما خادمان خدا نمونهٔ هشدارآمیزی است.‏ (‏ ۱قُرِنتیان ۱۰:‏۱۱‏)‏ اگر ما نیز لازم می‌بینیم در مورد اموری،‏ چه کوچک چه بزرگ،‏ تصمیم‌گیری کنیم،‏ نباید بگذاریم تبلیغات دنیای شیطان ما را اغوا کند و به ما بقبولاند که باید همین حالا به آرزوهایمان برسیم.‏ خوب است قدری تأمّل کرده،‏ از خودمان بپرسیم،‏ وقتی در زندگی با تصمیماتی روبرو می‌شویم،‏ آیا تمایلاتی شبیه تمایلات عیسو از خود بروز می‌دهیم؟‏ اگر الآن بخواهیم به دنبال آرزوی‌های خود برویم،‏ آیا مجبور نخواهیم شد امور معنوی و روحانی را در زندگی‌مان محدود کنیم یا کنار بگذاریم؟‏ آیا با این تصمیماتمان دوستی‌مان با خدا و آینده‌مان را به خطر نمی‌اندازیم؟‏ برای دیگران چه نمونه‌ای خواهیم بود؟‏ اگر در تصمیماتمان برای امور الٰهی و مقدّس ارزش قائل شویم یَهُوَه بحتم ما را برکت می‌دهد.‏ —‏ امثال ۱۰:‏۲۲‏.‏

اجتناب از دام مادیگرایی

۸.‏ عیسی چه هشداری به جماعت مسیحی شهر لائودِکیه داد و چرا باید به این هشدار توجه کنیم؟‏

۸ عیسای رستاخیز و جلال‌یافته در اواخر قرن اوّل به یوحنّای رسول در یک مکاشفه رؤیایی نازل کرد.‏ آن رؤیا پیامی در بر داشت خطاب به جماعت مسیحی شهر لائودِکیه واقع در آسیای صغیر.‏ در آن پیام عیسی به جماعت هشدار داد از مادیگرایی بپرهیزند.‏ متأسفانه مسیحیان متموّل آن جماعت به خیالشان وضعیت روحانی خوبی داشتند غافل از آنکه در مسیحیت و روحانیت مسکین و مستمند بودند.‏ مشکل آن‌ها این بود که اجازه داده بودند زرق و برق ثروت و دارایی چشم بصیرت روحانی‌شان را تیره و تار کند.‏ (‏ مکاشفه ۳:‏۱۴-‏۱۸‏)‏ امروزه مادیگرایی نیز به همان گونهٔ سابق بر مردم تأثیر می‌گذارد.‏ ایمان ما را ضعیف می‌سازد و نمی‌گذارد «با صبر در آن میدان که پیش روی ما مقرّر شده است بدویم.‏» (‏ عبرانیان ۱۲:‏۱‏)‏ و تا به خود بیاییم «لذّات آن،‏ [فعالیت روحانی] را خفه می‌کند.‏» —‏ لوقا ۸:‏۱۴‏.‏

۹.‏ قناعت و قدرشناسی از غذای روحانی چگونه از ما محافظت می‌کند؟‏

۹ واکسن مادیگرایی قناعت است که نمی‌گذارد به لذّات دنیا آلوده شویم و در پی استفاده از امکانات آن و افزودن دارایی‌های خود هلاک شویم.‏ (‏ ۱قُرِنتیان ۷:‏۳۱؛‏ ۱تیموتاؤس ۶:‏۶-‏۸‏)‏ اگر به ایمان راه رویم نه به دیدار،‏ آنگاه می‌توانیم شادی بهشت روحانی کنونی خود را بهتر بچشیم.‏ آیا غیر از  این است که غذای روحانی سالم و گوارا ما را به شعف می‌آورد تا ‹از خوشی دل،‏ ترنّم کنیم؟‏› (‏ اِشَعْیا ۶۵:‏۱۳،‏ ۱۴‏)‏ علاوه بر آن،‏ آیا دوستی و همنشینی با اشخاصی که ثمرهٔ روح خدا را در عمل نشان می‌دهند برایمان لذّت‌بخش نیست؟‏ (‏ غَلاطیان ۵:‏۲۲،‏ ۲۳‏)‏ پس چقدر مهم است که خوشی و طراوت روح را در آنچه روحانی و از یَهُوَه است بجوییم!‏

۱۰.‏ چه سؤالات مهم و عمیقی هستند که خوب است از خود بپرسیم؟‏

۱۰ سؤالات مهم و عمیقی هستند که هر یک از ما باید گاه‌گداری از خود بپرسد،‏ مثل:‏ ‹اموال و دارایی‌هایم چه نقشی را در زندگی‌ام اشغال کرده‌اند؟‏ آیا از دارایی‌ام بیشتر برای لذّت و تفنن خودم استفاده می‌کنم یا برای ترویج و گسترش پرستش پاک؟‏ چیست که از همه چیز بیشتر به من لذّت و خوشی می‌بخشد؟‏ خواندن و مطالعهٔ کتاب مقدّس،‏ صحبت و گفتگو با خواهران و برادرانم در جلسات مسیحی یا آخرهفته‌هایی که از مسئولیت‌های مسیحی‌ام دور هستم؟‏ چند آخرهفته را به تفریح و سفر اختصاص می‌دهم و چند تا را به موعظه و فعالیت‌های مربوط به پرستشم؟‏› به ایمان راه رفتن یعنی سرگرم و مشغول بودن به کار ملکوت توأم با اعتماد و اطمینان به خدا و وعده‌هایش.‏ —‏ ۱قُرِنتیان ۱۵:‏۵۸‏.‏

پایان این سیستم را مد نظر داشته باشیم

۱۱.‏ به ایمان راه رفتن چگونه به ما کمک می‌کند پایان این سیستم را مد نظر داشته باشیم؟‏

۱۱ اگر به ایمان رفتار کنیم از طرز فکر کسانی که تصوّر می‌کنند هنوز به پایان نظام این دنیا خیلی مانده است و یا شاید اصلاً نیاید دوری می‌کنیم.‏ برخلاف عقیدهٔ شکاکان که نبوّت‌های کتاب مقدّس را تهی و بی‌اساس جلوه می‌دهند،‏ ما خود به چشم دیده‌ایم که وقایع دنیا کاملاً مطابق پیشگویی‌های کلام خدا در مورد روزگار ما رخ داده‌اند.‏ (‏ ۲پِطْرُس ۳:‏۳،‏ ۴‏)‏ برای مثال،‏ آیا از طرز رفتار و تفکّرات مردم معلوم نیست که دوران ما حقیقتاً «ایّام آخر» است؟‏ (‏ ۲تیموتاؤس ۳:‏۱-‏۵‏)‏ به ما چشم بصیرت و بینش روحانی داده شده است.‏ به این علّت برای ما بسیار واضح است که جریان حوادث جهانی امروز صرفاً تکرار تاریخ نیست.‏ خیر،‏ وقایع جهانی در مجموع ‹نشان حضور عیسی و انقضای عالَم است.‏› —‏ متّیٰ ۲۴:‏۱-‏۱۴‏.‏

۱۲.‏ سخنان نبوی عیسی که در لوقا ۲۱:‏۲۰،‏ ۲۱ می‌خوانیم چگونه در قرن اوّل به تحقق رسید؟‏

۱۲ برای نمونه نگاهی به یک واقعه در قرن اوّل بیندازیم که تحت شرایطی بسیار مشابه شرایط دوران ما رخ داد.‏ عیسی چندی قبل از عروجش به آسمان به شاگردانش چنین هشدار داد:‏ «چون بینید که اورشلیم به لشکرها محاصره شده است،‏ آنگاه بدانید که خرابی آن رسیده است.‏ آنگاه هر که در یهودیه باشد،‏ به کوهستان فرار کند و هر که در شهر باشد،‏ بیرون رود و هر که در صحرا بُوَد،‏ داخل شهر نشود.‏» (‏ لوقا ۲۱:‏۲۰،‏ ۲۱‏)‏ مطابق آن نبوّت،‏ ارتش روم تحت فرماندهی سِستیوس گالوس شهر اورشلیم را در سال ۶۶ محاصره کرد.‏ اما اندکی بعد به سبب عقب‌نشینی غیرمنتظرهٔ سربازان،‏ فرصتی طلایی دست داد تا مسیحیان آن شهر ‹به کوهستان فرار کنند.‏› طولی نکشید که ارتش روم به آن منطقه بازگشت ولی این بار شهر اورشلیم و معبدش را با خاک یکسان نمود.‏ یوسفوس مورخ می‌نویسد که در اثر حملات روم بیش از یک میلیون یهودی کشته و ۹۷٬۰۰۰ نفر دیگر نیز به اسارت و بردگی برده شدند.‏ این رویداد همان داوری الٰهی بود که بالاخره بر سر کشور و نظام یهود فرود آمد.‏ ولی آنانی که به ایمان رفتار کردند و هشدارهای عیسی را جدّی گرفتند از آن مهلکه جان سالم به در بردند.‏

۱۳،‏ ۱۴.‏ الف)‏ چه رویدادهایی بزودی اتفاق خواهد افتاد؟‏ ب)‏ چرا باید با هوشیاری هر چه تمام‌تر تحقق نبوّت‌های کتاب مقدّس را دنبال کنیم؟‏

۱۳ واقعه‌ای شبیه به آن در روزگار ما نیز در شرف وقوع است.‏ بعضی از اعضای سازمان ملل متحد نیز در آینده در اجرای داوری الٰهی نقش بسزایی خواهند داشت.‏ ارتش روم در قرن اوّل بیشتر به منظور اِعمال و حفظ پکس رومانا ‏(‏ آرامش رومی)‏ استفاده می‌شد،‏ درست همان طوری که سازمان ملل متحد نیز امروزه وسیله‌ای است به منظور حفظ امنیت.‏ جالب توجه است که در آن زمان ارتش روم موفق شده بود امنیت و آرامش را تا حدّی در دنیای آن زمان برقرار کند ولی در نهایت دست به نابودی اورشلیم زد.‏ از نبوّت‌های کتاب مقدّس پیداست که در دوران ما نیز قدرت‌های نظامی عضو سازمان ملل متحد دین و مذهب را به چشم عاملی مخرّب و مزاحم خواهند دید.‏ دیر یا زود اورشلیم مجازی امروز را که همان کلیساها و تشکیلات مسیحیت کاذب باشد،‏ به همراه مابقی ادیان بابل عظیم نیست و نابود خواهند کرد.‏ (‏ مکاشفه  ۱۷:‏۱۲-‏۱۷‏)‏ امروز،‏ امپراتوری جهانی دین کاذب در آستانهٔ نابودی و ویرانی ابدی ایستاده است.‏

۱۴ نابودی دین کاذب علامت شروع مصیبت عظیم است.‏ طی مراحل آخر این دورهٔ مصیبتبار بقیهٔ عوامل و نهادهای این سیستم شریر منهدم خواهد شد.‏ (‏ متّیٰ ۲۴:‏۲۹،‏ ۳۰؛‏ مکاشفه ۱۶:‏۱۴،‏ ۱۶‏)‏ راه رفتن به ایمان هوشیاری ما را نسبت به تحقق نبوّت‌های کتاب مقدّس صدچندان می‌کند.‏ از این رو کسی نمی‌تواند ما را فریب دهد و متقاعد سازد که خدا به وسیلهٔ سازمانی انسانی مانند سازمان ملل متحد صلح و امنیت حقیقی را سرانجام در دنیا برقرار می‌کند.‏ پس آیا نباید طوری زندگی کنیم که معلوم باشد ما مطمئنیم «روز عظیم خداوند نزدیک است»؟‏ —‏ صَفَنْیا ۱:‏۱۴‏.‏

چرا رفتار به دیدار و ظاهر اینقدر خطرناک است؟‏

۱۵.‏ با اینکه ملت اسرائیل از خدا برکت یافته بود بالاخره در چه دامی افتاد؟‏

۱۵ تاریخ ملت اسرائیل شاخص خوبی است برای پی بردن به خطر اعتماد به چشم و همچنین عواقب غفلت و تضعیف ایمان.‏ برای نمونه،‏ ملت اسرائیل به چشم خود شاهد نتایج ویران‌کنندهٔ ده بلایی که خدایان مصر را خوار و تحقیر کرد بودند.‏ و پس از آن از بستر خشک بحر قُلْزُم (‏ دریای سرخ)‏ که به نحوی خارق‌العاده شکافته شد عبور کردند و به آن سوی دریا پا به آزادی گذاشتند.‏ ولی با وجود نجات معجزه‌آسایشان،‏ از خدا نافرمانی کردند و گوساله‌ای از طلا ساخته،‏ شروع به پرستش آن کردند.‏ بهانه‌شان این بود «که موسی در فرود آمدن از کوه تأخیر نمود» و انتظار زیاد آن‌ها را خسته و بی‌قرار کرده بود.‏ (‏ خروج ۳۲:‏۱-‏۴‏)‏ تعجیل و کم‌طاقتی آن‌ها را به پرستش مجسمه‌ای کشاند که هم می‌توانستند به چشم ببینند و هم لمس کنند.‏ این رفتار به دیدار و اعتماد به چشم بی‌حرمتی بزرگی برای یَهُوَه محسوب می‌شد،‏ کما اینکه به هلاکتِ «قریب [به] سه هزار نفر از قوم» انجامید.‏ (‏ خروج ۳۲:‏۲۵-‏۲۹‏)‏ جای بسی تأسف است اگر کسی از عابدان یَهُوَه با تصمیمات نابخردانهٔ خویش مثل آن‌ها عمل کند.‏ برای این شخص،‏ تکرار اشتباه اسرائیلیان بدان مفهوم خواهد بود که وی نه به یَهُوَه اعتماد دارد و نه باور دارد که او می‌تواند به وعده‌هایش جامهٔ عمل بپوشاند.‏

۱۶.‏ ظاهربینی چه تأثیر بدی روی اسرائیلیان گذاشته بود؟‏

۱۶ ظاهربینی تأثیرات بد دیگری نیز روی اسرائیلیان گذاشت.‏ رفتار برحسب آنچه به چشم می‌دیدند باعث شد که با دیدن دشمنانشان به لرزه درآیند.‏ (‏ اعداد ۱۳:‏۲۸،‏ ۳۲؛‏ تثنیه  ۱:‏۲۸‏)‏ و بعد اختیاراتی را هم که خدا به موسی داده بود زیر سؤال بردند.‏ از نحوهٔ زندگی جدید خود گِله و شکایت کردند.‏ سرانجام کار به جایی رسید که بی‌ایمانی آن‌ها حتی باعث شد زندگی در مصرِ تحت سلطهٔ شیاطین را بر سرزمین موعود ترجیح دهند.‏ (‏ اعداد ۱۴:‏۱-‏۴؛‏ مزمور ۱۰۶:‏۲۴‏)‏ هیچ فکر نکردند که یَهُوَه از بی‌احترامی‌شان به او،‏ یعنی به پادشاه نادیدنی‌شان ناراحت می‌شود!‏

۱۷.‏ چه عاملی باعث شد ملت اسرائیل در دوران سموئیل نبی از هدایت یَهُوَه روی‌گردان شود؟‏

۱۷ چندین سال بعد در دوران سموئیل نبی ملت اسرائیل به لطف و التفات خدا پشت کرد و باز در دام رفتار به دیدار افتاد.‏ مردم شروع کردند به شکایت و خواستند پادشاهی انسانی که بتوانند او را به چشم ببینند و لمس کنند بر آن‌ها حکمرانی کند.‏ یَهُوَه بوضوح ثابت کرده بود که پادشاه آن‌ها او است ولی مشخص بود که این واقعیت برای آن ملت کافی نبود تا آن‌ها را به رفتار در ایمان متقاعد کند.‏ (‏ ۱سموئیل ۸:‏۴-‏۹‏)‏ از این رو با حماقت تمام هدایت خطاناپذیر یَهُوَه را رد کرده،‏ خواستند مثل ملت‌های مجاور بشوند.‏ —‏ ۱سموئیل ۸:‏۱۹،‏ ۲۰‏.‏

۱۸.‏ به دیدار و به ظاهر عمل کردن چه عواقب و خطراتی در پی دارد؟‏

۱۸ قدر مسلّم آن است که حفظ رابطهٔ خوب با یَهُوَه برای ما خادمان او امری بسیار مهم است.‏ بدین جهت نمی‌خواهیم نسبت به حوادث و رویدادها و درس‌های تاریخ بی‌اعتنا باشیم.‏ (‏ رومیان ۱۵:‏۴‏)‏ به خوبی واقفیم که وقتی اسرائیلیان برحسب ظاهر اوضاع رفتار کردند کم‌کم فراموش کردند که در واقع خداست که از طریق موسی آن‌ها را هدایت می‌کرد.‏ اگر ما هم مراقب نباشیم دیر یا زود فراموش خواهیم کرد که یَهُوَه خدا و موسای اعظم،‏ یعنی عیسی مسیح می‌باشند که سازمان و جماعت مسیحی را هدایت می‌کنند.‏ (‏ مکاشفه ۱:‏۱۲-‏۱۶‏)‏ باید خیلی مواظب باشیم تا بخش مرئی و زمینی سازمان یَهُوَه را به چشم یک سازمان انسانی نبینیم.‏ چنین کاری انسان‌هایی بهانه‌جو و ایرادگیر از ما می‌سازد و باعث خواهد شد دیگر برای نمایندگان یَهُوَه احترامی قائل نشویم و از غذای روحانی که «غلام امین و دانا» مهیا می‌کند بیزار شویم.‏ —‏ متّیٰ ۲۴:‏۴۵‏.‏

مصمم شوید به ایمان رفتار کنید

۱۹،‏ ۲۰.‏ چه تصمیمی در راه ایمان گرفته‌اید و چرا؟‏

۱۹ کتاب مقدّس می‌گوید:‏ «ما را کشتی گرفتن با خون و جسم نیست بلکه با ریاست‌ها و قدرت‌ها و جهانداران این ظلمت و با فوج‌های روحانی شرارت در جای‌های آسمانی.‏» (‏ اَفَسُسیان ۶:‏۱۲‏)‏ دشمن سرسخت و اصلی ما شیطان ابلیس است.‏ هدف او از بین بردن ایمان ما به یَهُوَه است.‏ و می‌دانیم که برای رسیدن به هدف خود از هیچ ترفند و نیرنگی دریغ نخواهد کرد و تا ما را از خدمت به یَهُوَه منصرف یا مأیوس نسازد آرام و قرار نخواهد داشت.‏ (‏ ۱پِطْرُس ۵:‏۸‏)‏ پس چه کار می‌توانیم بکنیم تا فریب ظاهر و سیمای سیستم شیطان را نخوریم؟‏ باید به ایمان رفتار کنیم نه به دیدار!‏ اعتماد به یَهُوَه و وعده‌هایش از ایمانمان محافظت خواهد کرد و نخواهد گذاشت ‹کشتی ایمانمان شکسته شود.‏› (‏ ۱تیموتاؤس ۱:‏۱۹‏)‏ پس به هر قیمتی که شده استوار بمانیم و مصمم باشیم از گام برداشتن در ایمان خسته نشویم و به برکات یَهُوَه اطمینان کامل داشته باشیم.‏ در هر فرصتی دعا کنیم تا از آنچه به وقوع خواهد پیوست یارای نجات را داشته باشیم.‏ —‏ لوقا ۲۱:‏۳۶‏.‏

۲۰ یکی بود که در رفتار به ایمان و اجتناب از رفتار به دیدار نمونه‌ای عالی بود.‏ کتاب مقدّس در بارهٔ او می‌گوید:‏ «مسیح .‏ .‏ .‏ برای ما عذاب کشید و شما را نمونه‌ای گذاشت تا در اثر قدم‌های وی رفتار نمایید.‏» (‏ ۱پِطْرُس ۲:‏۲۱‏)‏ در مقالهٔ بعدی خواهیم دید که چگونه می‌توان از رفتار عیسی تقلید کرد.‏

چند سؤال برای مرور

‏• از طرز عمل موسی و عیسو در خصوص رفتار به ایمان نه به دیدار چه یاد گرفتید؟‏

‏• راز اجتناب از دام مادیگرایی چیست؟‏

‏• رفتار به ایمان چگونه باعث می‌شود فکر نکنیم که وقت زیادی به نابودی این دنیا باقی مانده است؟‏

‏• چرا رفتار برحسب ظاهر اوضاع خطرناک است؟‏

‏[سؤالات مقالهٔ مطالعه‌ای]‏

‏[تصویر در صفحهٔ ۱۳]‏

موسی به ایمان رفتار کرد

‏[تصویر در صفحهٔ ۱۵]‏

آیا شده است که تفریح و تفنن اغلب شما را از فعالیت روحانی بازدارد؟‏

‏[تصویر در صفحهٔ ۱۶]‏

توجه کامل به کلام خدا چگونه از ما محافظت می‌کند؟‏