مراجعه به متن

مراجعه به فهرست مطالب

همگی جلال یَهُوَه را اعلام کنیم

همگی جلال یَهُوَه را اعلام کنیم

 همگی جلال یَهُوَه را اعلام کنیم

‏«عظمت و توانایی خداوند را ستایش کنید.‏ نام پرشکوه خداوند را ستایش کنید.‏» —‏ مزمور ۹۶:‏۷،‏ ۸‏،‏ ترجمهٔ تفسیری.‏

۱،‏ ۲.‏ جلال یَهُوَه چگونه اعلام می‌شود،‏ و چه کسانی آن را همراهی می‌کنند؟‏

داود فرزند یَسّا در جوانی شبان گلّهٔ پدر خود بود.‏ می‌توان او را تصور کرد که شبانگاهان در دشت‌های آرام حوالی بیت‌لَحَم وقتی از گلّه مراقبت می‌کرد،‏ آسمان پرستاره را برانداز می‌کرد و در بحر عظمت این صنعت دست یَهُوَه فرو می‌رفت!‏ بی‌شک در چنین مواقعی بود که عبارات و کلمات زیبایی را که در سروده‌هایش به کار برده است به او الهام می‌شدند.‏ وی در یکی از مزامیر خود نوشته است:‏ «آسمان جلال خدا را بیان می‌کند و فلک از عمل دست‌هایش خبر می‌دهد.‏ قانون آن‌ها در تمام جهان بیرون رفت و بیان آن‌ها تا اقصای ربع مسکون.‏» —‏ مزمور ۱۹:‏۱،‏ ۴‏.‏

۲ آسمان،‏ شب و روز خاموش و بی‌صدا جلال خدا را بیان می‌کند.‏ وقتی در عمق عظمت خلقت فرو می‌رویم و در بیان بی‌صدای صنعت دست یَهُوَه تأمّل می‌کنیم حقیقتاً چقدر خود را کوچک حس می‌کنیم!‏ ولی آنچه مسلّم است این بیان بی‌کلام برای مردم روی زمین کافی نبوده است.‏ یَهُوَه از کسانی که به او ایمان آورده‌اند خواسته است تا با زبان خود جلال او را در میان مردمان اعلام نمایند.‏ مزمورنویسی در این خصوص می‌گوید:‏ «عظمت و توانایی خداوند را ستایش کنید.‏ نام پرشکوه خداوند را ستایش کنید.‏» (‏ مزمور ۹۶:‏۷،‏ ۸‏،‏ تفس‍.‏‏)‏ کسانی که به یَهُوَه نزدیک هستند با شور و شوق به این فرمان الٰهی عمل کرده،‏ جلال یَهُوَه را اعلام می‌کنند.‏ حال ببینیم برای اعلام جلال یَهُوَه چه باید کرد؟‏

۳.‏ انسان‌ها چگونه باید جلال خدا را اعلام کنند؟‏

۳ برای اعلام جلال یَهُوَه سخن گفتن کافی نیست.‏ اسرائیلیان زمان اِشَعْیا نیز با لب‌های خود خدا را جلال می‌دادند،‏ اما سخنانشان از ته دل نبود.‏ یَهُوَه در مورد ایشان گفت:‏ «این قوم از دهان خود به من تقرّب می‌جویند و به لب‌های خویش مرا تمجید می‌نمایند اما دل خود را از من دور کرده‌اند.‏» (‏ اِشَعْیا ۲۹:‏۱۳‏)‏ جلالی که  ایشان به یَهُوَه نسبت می‌دادند برای او بی‌ارزش بود.‏ تجلیلی در نظر یَهُوَه ارزش دارد که از دلی آکنده از عشق به او برآید و کسی آن را به زبان آورد که واقعاً به جلال بی‌همتای خدا پی برده باشد.‏ بداند که یَهُوَه یگانه خالق عالَم،‏ قادر مطلق،‏ عادل،‏ و مظهر عشق و محبت است.‏ و یقین داشته باشد که تنها یَهُوَه بشر را رستگار می‌سازد و اوست حاکم بر حق تمام موجودات زمین و آسمان.‏ (‏ مکاشفه ۴:‏۱۱؛‏ ۱۹:‏۱‏)‏ براستی کیست که به این چیزها ایمان داشته و جلال یَهُوَه را با تمام دل و جان اعلام نکند!‏

۴.‏ عیسی در مورد اعلام جلال یَهُوَه چه پندی داد،‏ و چگونه می‌توانیم این پند را بکار گیریم؟‏

۴ عیسی مسیح بخوبی نحوهٔ جلال دادن به یَهُوَه را به ما آموخته است.‏ او گفت:‏ «جلال پدر من آشکارا می‌شود به اینکه میوهٔ بسیار بیاورید و شاگرد من بشوید.‏» (‏ یوحنّا ۱۵:‏۸‏)‏ چگونه می‌توانیم میوهٔ بسیار بیاوریم؟‏ اوّلاً،‏ باید با تمام دل و جان «بشارتِ ملکوت» را موعظه کنیم و هم‌آوا با آفریده‌های خاموش یَهُوَه صفات نادیدنی او را «بیان» نماییم.‏ (‏ متّیٰ ۲۴:‏۱۴؛‏ رومیان ۱:‏۲۰‏)‏ تلاش‌های ما در این زمینه سبب می‌شود به طور مستقیم یا غیرمستقیم سهمی در شاگردسازی داشته باشیم و بر شمار کسانی که یَهُوَه را جلال می‌دهند بیفزاییم.‏ دوّم،‏ برای اینکه میوهٔ بسیار بیاوریم می‌باید ثمرهٔ روح را در خود پرورش دهیم و خصوصیات عالی یَهُوَه خدایمان را از خود نشان دهیم.‏ (‏ غَلاطیان ۵:‏۲۲،‏ ۲۳؛‏ اَفَسُسیان ۵:‏۱؛‏ کُولُسیان ۳:‏۱۰‏)‏ بدین صورت،‏ با رفتارمان نیز جلال خدا را اعلام خواهیم کرد.‏

‏«در تمام جهان»‏

۵.‏ پولُس در مورد وظیفهٔ مسیحیان بر چه موضوعی تأکید کرد؟‏

۵ پولُس در نامهٔ خود به مسیحیان روم بر لزوم موعظه و سخن گفتن در مورد ایمان مسیحی با دیگران تأکید کرد و این را یک وظیفه و تکلیف خواند.‏ یکی از موضوعات مهم نامهٔ پولُس به رومیان این است که تنها کسانی نجات می‌یابند که به عیسی ایمان بورزند.‏ پولُس در باب ۱۰ این نامه توضیح داد که با وجود اینکه عیسی شریعت را به اتمام رسانید،‏ یهودیان هنوز در صدد بودند با به جا آوردن احکام شریعت،‏ خود را در نظر یَهُوَه درستکار بنمایند.‏ از این رو،‏ پولُس نوشت:‏ «اگر به زبان خود عیسی خداوند را اعتراف کنی و در دل خود ایمان آوری که خدا او را از مردگان برخیزانید،‏ نجات خواهی یافت.‏» پولُس اضافه نمود:‏ «در یهود و یونانی تفاوتی نیست که همان خداوند،‏ خداوند همه است و دولتمند است برای همه که نام او را می‌خوانند.‏ زیرا هر که نام خداوند [یَهُوَه] را بخواند نجات خواهد یافت.‏» —‏ رومیان ۱۰:‏۴،‏ ۹-‏۱۳‏.‏

۶.‏ پولُس در مورد تحقق مزمور ۱۹:‏۴ چه نوشت؟‏

۶ سپس پولُس چنین استدلال کرد:‏ «چگونه بخوانند کسی را که به او ایمان نیاورده‌اند؟‏ و چگونه ایمان آورند به کسی که خبر او را نشنیده‌اند؟‏ و چگونه بشنوند بدون واعظ؟‏» (‏ رومیان ۱۰:‏۱۴‏)‏ پولُس توضیح داد که اکثریت افراد قوم اسرائیل «بشارت را گوش نگرفتند.‏» دلیل آن چه بود؟‏ آیا دلیل آن این بود که چیزی در مورد بشارت ملکوت نشنیده بودند؟‏ خیر،‏ دلیل آن بی‌ایمانی ایشان بود.‏ مسیحیان به همهٔ مردم بشارت را موعظه کرده بودند.‏ پولُس با نقل قول از مزمور ۱۹:‏۴ این موضوع را نشان داده تحقق این آیه را بیشتر به موعظهٔ مسیحیان نسبت داد تا به بشارت خاموش خلقت.‏ وی گفت:‏ «صوت ایشان در تمام جهان منتشر گردید و کلام ایشان تا اقصای ربع مسکون رسید.‏» (‏ رومیان ۱۰:‏۱۶،‏ ۱۸‏)‏ آری،‏ همان طور که خلقت خاموش یَهُوَه در همه جا جلال او را بیان می‌کند،‏ مسیحیان قرن اوّل نیز مژدهٔ نجات را «در تمام جهان» منتشر ساختند.‏ پولُس در نامه‌ای به مسیحیان کُولُسی در توضیح وسعت موعظهٔ مسیحیان چنین نوشت:‏ ‹به تمامی خلقت زیر آسمان موعظه شده است.‏› —‏ کُولُسیان ۱:‏۲۳‏.‏

مبشّران غیور

۷.‏ عیسی چه وظیفه‌ای را بر دوش مسیحیان قرار داد؟‏

۷ از شواهد امر چنین پیداست که پولُس نامهٔ خود را به مسیحیان کُولُسی حدود ۲۷ سال بعد از مرگ عیسی نوشته باشد.‏ اما چگونه در چنین مدت کوتاهی بشارت  تا این حد گسترش یافته بود که حتی به شهر کُولُسی رسیده بود؟‏ دلیلش این بود که مسیحیان قرن اوّل از خود غیرت و پشتکار بسیاری نشان دادند و یَهُوَه نیز غیرت آنان را برکت داد.‏ عیسی پیشگویی کرد که پیروانش در موعظه بسیار فعال خواهند بود و گفت:‏ «لازم است که انجیل بشارت اوّل بر تمامی امّت‌ها موعظه شود.‏» (‏ مَرقُس ۱۳:‏۱۰‏)‏ عیسی متعاقب این پیشگویی در آخرین آیات انجیل متّیٰ به مسیحیان چنین فرمود:‏ «رفته،‏ همهٔ امّت‌ها را شاگرد سازید و ایشان را به اسمِ اَب و اِبن و روح‌القدس تعمید دهید.‏ و ایشان را تعلیم دهید که همهٔ اموری را که به شما حکم کرده‌ام حفظ کنند.‏» (‏ متّیٰ ۲۸:‏۱۹،‏ ۲۰‏)‏ کمی بعد از عروج عیسی به آسمان پیروانش فعالیت خود را در این زمینه آغاز کردند.‏

۸،‏ ۹.‏ مسیحیان چگونه فرمان عیسی را اطاعت کردند؟‏

۸ در سال ۳۳ د.‏م.‏ بعد از ریخته شدن روح‌القدس بر پیروان مسیح،‏ آنان بی‌درنگ به جمعیتی که به اورشلیم آمده بودند موعظه نموده «ذکر کبریایی خدا» را کردند.‏ موعظهٔ آنان چنان مؤثر واقع شد که «تخمیناً سه هزار نفر» تعمید یافتند.‏ شاگردان غیورانه در ملا عام به تجلیل یَهُوَه پرداختند و حاصل کارشان فوق‌العاده بود.‏ —‏ اَعمال ۲:‏۴،‏ ۱۱،‏ ۴۱،‏ ۴۶،‏ ۴۷‏.‏

۹ البته چیزی نگذشت که فعالیت مسیحیان به گوش رهبران یهودی نیز رسید.‏ وقتی ایشان از پِطْرُس و یوحنّا بازخواست می‌کردند چنان از صراحت گفتار آن دو برآشفتند که آنان را فرمان اکید دادند که دیگر موعظه نکنند.‏ اما آن دو رسول در جواب گفتند:‏ «ما نمی‌توانیم از گفتن آنچه دیده‌ایم و شنیده‌ایم دست برداریم.‏» سپس رهبران یهودی پِطْرُس و یوحنّا را شدیداً تهدید کرده،‏ آزاد نمودند.‏ رسولان نیز فوراً پیش برادران خود رفته در دعا از یَهُوَه مسئلت خواستند.‏ آن‌ها مصممانه از یَهُوَه خواستند:‏ «بندگانت را توانا گردان تا پیام تو را با شهامت بیان کنند.‏» —‏ اَعمال ۴:‏۱۳،‏ ۲۰،‏ ۲۹‏،‏ انجیل شریف.‏

۱۰.‏ مسیحیان با چه مشکلاتی روبرو شدند و عکس‌العمل آنان چه بود؟‏

۱۰ دعای آن مسیحیان مطابق خواست و ارادهٔ یَهُوَه بود به همین جهت یَهُوَه دعایشان را مستجاب ساخت.‏ اندکی بعد که شماری از رسولان بازداشت شدند یَهُوَه فرشتهٔ خود را فرستاد و آنان را آزاد کرد و بدیشان گفت:‏ «بروید و در هیکل ایستاده،‏ تمام سخن‌های این حیات را به مردم بگویید.‏» (‏ اَعمال ۵:‏۱۸-‏۲۰‏)‏ آنان به فرمان یَهُوَه عمل کردند و یَهُوَه نیز خادمانش را برکت داد.‏ ایشان «هر روزه در هیکل و خانه‌ها از تعلیم و مژده دادن که عیسی مسیح است دست نکشیدند.‏» (‏ اَعمال ۵:‏۴۲‏)‏ مشخص بود که رهبران مذهبی  با تمام فشارهایی که بر پیروان عیسی وارد می‌آوردند نتوانستند آنان را از اعلام جلال یَهُوَه باز دارند.‏

۱۱.‏ مسیحیان قرن اوّل چه نگرشی نسبت به امر موعظه داشتند؟‏

۱۱ اندکی بعد اِستیفان نیز بازداشت شده به قتل رسید.‏ با مرگ وی موج عظیمی از آزار و شکنجه در اورشلیم آغاز گشت و موجب شد تا همهٔ شاگردان به غیر از رسولان به مناطق دیگر متفرّق شوند.‏ آیا این خشونت‌ها آنان را از موعظه کردند مأیوس کرد.‏ به هیچ وجه؟‏ کتاب مقدّس می‌گوید:‏ «آنانی که متفرّق شدند،‏ به هر جایی که می‌رسیدند به کلام بشارت می‌دادند.‏» (‏ اَعمال ۸:‏۱،‏ ۴‏)‏ مسیحیان همچنان با غیرت تمام به موعظه کردن ادامه دادند.‏ در اَعمال باب ۹ آمده است که فریسی‌ای به نام سَولُس طَرسُوسی که برای آزار مسیحیان راهی دمشق بود در راه عیسی را در عالَم رؤیا دید و سپس نابینا شد.‏ در دمشق،‏ شخصی به نام حنانیا با معجزه‌ای سَولُس را شفا داد.‏ اوّلین کاری که سَولُس یعنی همان پولُس انجام داد چه بود؟‏ کتاب مقدّس می‌گوید:‏ ‏«بی‌درنگ،‏ در کنایس به عیسی موعظه می‌نمود که او پسر خداست.‏» —‏ اَعمال ۹:‏۲۰‏.‏

همه موعظه می‌کردند

۱۲،‏ ۱۳.‏ الف)‏ تاریخ‌نگاران راجع به موعظهٔ مسیحیان اوّلیه چه گفته‌اند؟‏ ب)‏ کتاب اَعمال و سخنان پولُس در توضیح غیرت مسیحیان اوّلیه چه وجه اشتراکی با گفته‌های تاریخ‌نگاران دارد؟‏

۱۲ اکثر محققان بر این موضوع توافق نظر دارند که همهٔ مسیحیان قرن اوّل در کار موعظه شرکت داشتند.‏ فیلیپ شَف در کتابی با عنوان «تاریخ کلیسا» در مورد مسیحیان اوّلیه نوشته است:‏ «هر جماعت برای خود یک انجمن میسیونری بود و همهٔ مسیحیان مانند میسیونرها موعظه می‌کردند.‏» ویلیام ویلیامز در کتابی با عنوان «موعظهٔ پرافتخار غیرروحانیان» می‌گوید:‏ «شواهد تاریخی دال بر این است که در کلیساهای اوّلیه همهٔ مسیحیان،‏ الالخصوص آنانی که از موهبت روح‌القدس برخوردار بودند انجیل را موعظه می‌کردند.‏» وی در کتاب خود چنین خاطرنشان می‌کند:‏ «عیسی در سخنان خود حتی تلویحاً نیز به این موضوع اشاره نکرده است که موعظه کردن فقط وظیفهٔ قشر بخصوصی از خادمان است.‏» حتی سِلسوس که یکی از دشمنان مسیحیت بود نوشت:‏ «هر چه دباغ و پشمباف و پینه‌دوز و خلاصه هر چه آدم عامی و بی‌سواد است با غیرت انجیل را بشارت می‌دهد.‏»‏

۱۳ به غیر از گفته‌های فوق،‏ گزارشات تاریخی کتاب اَعمال نیز بر غیرت مبشّران شهادت می‌دهد.‏ در سال ۳۳ د.‏م.‏ بعد از ریخته شدن روح‌القدس بر شاگردان،‏ مرد و زن همگی به اعلام کبریایی یَهُوَه پرداختند.‏ همچنین متعاقب مرگ اِستیفان و آغاز موج آزار و شکنجه و متفرّق شدن مسیحیان،‏ بشارت از طریق ایشان در ناحیهٔ وسیعی موعظه شد.‏ حدود ۲۸ سال بعد،‏ پولُس به مسیحیان عبرانی نوشت:‏ «به وسیلهٔ او قربانی تسبیح را به خدا بگذرانیم،‏ یعنی ثمرهٔ لب‌هایی را که به اسم او معترف باشند.‏» (‏ عبرانیان ۱۳:‏۱۵‏)‏ روی سخن پولُس در آن نامه کل جماعت عبرانیان بود،‏ نه صرفاً قشری به اصطلاح روحانی در جماعت.‏ پولُس در مورد موعظه کردن چنین نوشت:‏ «هر گاه بشارت دهم،‏ مرا فخر نیست چونکه مرا ضرورت افتاده است،‏ بلکه وای بر من اگر بشارت ندهم.‏» (‏ ۱قُرِنتیان ۹:‏۱۶‏)‏ مشخص است که همهٔ مسیحیان در قرن اوّل چنین نگرشی نسبت به موعظه داشتند.‏

۱۴.‏ ایمان و موعظه چه رابطه‌ای با هم دارند؟‏

۱۴ کسانی که واقعاً به مسیحیت ایمان می‌آورند می‌باید موعظه کنند چرا که موعظه جزء لاینفک ایمان مسیحی محسوب می‌شود.‏ پولُس گفت:‏ «به دل ایمان آورده می‌شود برای عدالت و به زبان اعتراف می‌شود به جهت نجات.‏» (‏ رومیان ۱۰:‏۱۰‏)‏ حال،‏ آیا در جماعت مسیحی فقط گروهی خاص،‏ مانند کشیشان کلیسا،‏ حق موعظه کردن دارند؟‏ آیا فقط آن‌ها ایمان آورده‌اند و باید ایمان خود را به زبان اعتراف کنند؟‏ خیر!‏ همهٔ مسیحیان واقعی به عیسی مسیح ایمانی زنده دارند و ایمانشان آنان را به موعظه کردن برمی‌انگیزد.‏ در واقع اگر چنین نکنند ایمانشان مرده محسوب می‌شود.‏ (‏ یعقوب ۲:‏۲۶‏)‏ در قرن  اوّل به دلیل ایمان زندهٔ مسیحیان بود که جلال یَهُوَه با صدایی رسا به گوش همگان رسید.‏

۱۵،‏ ۱۶.‏ چه نمونه‌ای در درست است که نشان می‌دهد فعالیت موعظه با وجود مشکلات پیشرفت می‌کرد؟‏

۱۵ در قرن اوّل،‏ یَهُوَه قومش را با وجود مشکلاتی که در جماعت وجود داشت همچنین مشکلاتی که دشمنان ایجاد می‌کردند برکت داد و بر شمار آن‌ها افزود.‏ برای نمونه،‏ در اَعمال باب ۶ از اختلاف‌نظری که میان مسیحیان عبرانی و یونانی به وجود آمد صحبت شده است.‏ رسولان آن مشکل را برطرف کردند و در نتیجه «کلام خدا ترقی نمود و عدد شاگردان در اورشلیم بغایت می‌افزود و گروهی عظیم از کَهَنه مطیع ایمان شدند.‏» —‏ اَعمال ۶:‏۷‏.‏

۱۶ بعدها اختلافی سیاسی میان هیرودیس،‏ پادشاه یهودیه و مردم شهرهای صور و صیدون به وجود آمد.‏ اهالی آن شهرها با سخنان تملّق‌آمیز از هیرودیس تقاضای صلح نمودند که در نتیجه هیرودیس نطقی برای ایشان ایراد کرد.‏ همین که جمعیت سخنان پادشاه را شنیدند فریاد برآوردند:‏ «این سخنان،‏ سخنان یکی از خدایان است نه یک انسان.‏» در همان موقع فرشتهٔ یَهُوَه هیرودیس اَغْرِیپاس را کشت و نقش زمین کرد چرا که «خدا را تمجید ننمود.‏» (‏ اَعمال ۱۲:‏۲۰-‏۲۳‏)‏ چقدر دیدن این صحنه برای کسانی که تمام امیدشان را به رهبران سیاسی بسته بودند تکان‌دهنده بوده است!‏ (‏ مزمور ۱۴۶:‏۳،‏ ۴‏)‏ برعکس،‏ مسیحیان فقط یَهُوَه را جلال می‌دادند.‏ به این سبب ‹کلام خدا نموّ کرده،‏ ترقی می‌یافت› و حتی اغتشاشات سیاسی نیز مانع پیشرفت موعظه کلام خدا نشد.‏ —‏ اَعمال ۱۲:‏۲۴‏.‏

در گذشته و حال

۱۷.‏ در قرن اوّل تمام اعضای جماعت به چه فعالیتی مشغول بودند؟‏

۱۷ تمام اعضای جماعت مسیحی قرن اوّل در هر کجای دنیا که بودند جلال یَهُوَه خدا را اعلام می‌کردند.‏ آری،‏ فرد فرد آن مسیحیان باایمان بشارت را با غیرت موعظه می‌کردند.‏ مسیحیان مطابق فرمان عیسی به هر کس که نظری مساعد به بشارت نشان می‌داد تعلیم می‌دادند تا احکام عیسی را به جا آورد.‏ (‏ متّیٰ ۲۸:‏۱۹،‏ ۲۰‏)‏ بدین ترتیب بر تعداد اعضای جماعت افزوده شد و شمار بیشتری سخن داود پادشاه را به زبان آوردند که گفته بود:‏ «ای خداوند خدای من تو را به تمامی دل حمد خواهم گفت و نام تو را تمجید خواهم کرد تا ابدالآباد.‏ زیرا که رحمت تو به من عظیم است.‏» —‏ مزمور ۸۶:‏۱۲،‏ ۱۳

۱۸.‏ الف)‏ تفاوت مسیحیان قرن اوّل و کلیساهای امروزه در چیست؟‏ ب)‏ در مقالهٔ بعد چه موضوعی مورد بررسی قرار خواهد گرفت؟‏

۱۸ سخنان اَلیسون تریتس یکی از اساتید الٰهیات در این خصوص درخور توجه است.‏ وی در مقایسهٔ مسیحیان قرن اوّل با کلیساهای امروز نوشته است:‏ «امروزه افزایش در شمار اعضای کلیساها بیشتر به شکل موروثی صورت می‌گیرد (‏ یعنی وقتی فرزندان اعضای کلیسا ابراز ایمان می‌کنند)‏ یا وقتی عضوی از کلیسا به محلی جدید نقل مکان می‌کند (‏ و در کلیسای محل ثبت نام می‌نماید)‏.‏ در حالی که کتاب اَعمال توضیح می‌دهد که افزایش در کلیسای نوپای قرن اوّل از طریق کسانی صورت می‌گرفت که به مسیحیت می‌گرویدند.‏» آیا این بدین مفهوم است که امروزه دیگر کسی از طریق تعلیم به مسیحیت نمی‌گرود؟‏ مسلّماً چنین نیست.‏ امروزه شاهدان یَهُوَه با همان غیرت مسیحیان اوّلیه در ملا عام جلال خدا را اعلام می‌کنند.‏ این موضوع را در مقالهٔ بعدی مورد بررسی قرار خواهیم داد.‏

مرور

‏• امروزه به چه شکل یَهُوَه را جلال می‌دهیم؟‏

‏• پولُس مزمور ۱۹:‏۴ را در چه رابطه‌ای به کار برد؟‏

‏• رابطهٔ ایمان و موعظه در چیست؟‏

‏• چه موضوعی در خصوص جماعت مسیحی قرن اوّل در خورد توجه است؟‏

‏[سؤالات مقالهٔ مطالعه‌ای]‏

‏[سطر اعتبار]‏

Courtesy of Anglo-Australian Observatory, photograph by David Malin

‏[تصاویر در صفحهٔ ۱۷]‏

موعظه و دعا رابطهٔ نزدیک با یکدیگر دارند