مراجعه به متن

مراجعه به فهرست مطالب

اعتماد به چه کسی؟‏

اعتماد به چه کسی؟‏

 اعتماد به چه کسی؟‏

در سال ۱۹۹۸ بعد از برداشته شدن دیوار برلین بسیاری از اسرار دولتی افشا گشت.‏ برای نمونه خانمی به نام لیدیا * کشف کرد که طی دوران اقتدار رژیم سوسیالیسم آلمان شرقی،‏ سازمان امنیتی اِشتازی پرونده‌ای کامل از زندگی شخصی ایشان در اختیار داشت.‏ وقتی خانم لیدیا پی‌برد که تمام اطلاعات جمع آوری‌شده در سازمان اِشتازی از طریق شوهرش صورت گرفته است تعجب و حیرتش به یک وحشت تبدیل گشت.‏ زیرا کسی که با چشم بسته به وی اعتماد داشت به او خیانت کرده بود.‏

در روزنامهٔ دِ تایمزِ لندن گزارشی در بارهٔ پیر مردی به نام رابرت نوشته شده است.‏ در آن روزنامه می‌خوانیم که رابرت به دکتر خود «احترام بخصوصی» می‌گذاشت،‏ او را «تحسین» می‌کرد و به او «اعتمادی» کامل داشت.‏ آن دکتر در نظر او و بسیاری دیگر شخصی «مهربان و دلسوز» شناخته شده بود.‏ روزی رابرت به طور غیر منتظره‌ای درگذشت.‏ چه عاملی سبب مرگ رابرت شده بود؟‏ حمله قلبی یا سکتهٔ مغزی؟‏ خیر،‏ هیچ یک از این دو مورد عامل مرگ وی نبود.‏ کارشناسان به این نتیجه رسیدند که دکترِ رابرت بدون اطلاع اعضای خانواده‌اش،‏ او را در خانه ملاقات کرده و به او آمپولی کشنده تزریق کرده است.‏ از قرار معلوم رابرت توسط کسی که کاملاً به وی اعتماد داشت به قتل رسیده بود.‏

عواقب ناگوار سوءاستفاده از اعتماد برای لیدیا و رابرت گران تمام شد.‏ البته سلب اعتماد از مردم همیشه منجر به عواقبی جدّی و وخیم نمی‌شود.‏ با این همه،‏ پشت پا خوردن از کسی که به او اعتماد کرده‌ایم تجربهٔ خوشایندی نیست.‏ یک مؤسسهٔ بررسی عقاید در آلمان گزارشی را منتشر کرد که نشان می‌داد ۸۶ درصد از نظردهندگان در اعتماد به دیگران دلسرد و مأیوس شده‌اند.‏ شاید ما هم با چنین افرادی هم‌عقیده باشیم.‏ به همین دلیل از گزارش روزنامهٔ سوئیسی که در سال ۲۰۰۲ به چاپ رسید تعجب نمی‌کنیم.‏ زیرا در آنجا نوشته شده است:‏ «در کشورهای صنعتی غربی روابط و اعتماد بین مردم سال‌هاست که رو به زوال رفته است.‏»‏

به کندی بنا و بسرعت فنا می‌گردد

اعتماد به چه معناست؟‏ فرهنگ‌نامه‌ای اعتماد را چنین توضیح می‌دهد:‏ «اعتقاد به این که شخص،‏ صادق و بی‌ریاست،‏ و وی عمداً به ما صدمه نخواهد زد.‏» اعتماد به مرور زمان ایجاد می‌شود ولی سریع از بین می‌رود.‏ با توجه به اینکه معمولاً از اعتماد سوءاستفاده می‌شود آیا عاقلانه است که به کسی اعتماد کرد؟‏ در سال ۲۰۰۲ نتیجهٔ یک نظرسنجی در کشور آلمان نشان داد که «بیشتر از دو سوّم جوانان به مردم اعتماد نمی‌کنند.‏»‏

شاید از خود بپرسیم:‏ ‹آیا واقعاً می‌توان به کسی اعتماد کرد؟‏ آیا ارزش دارد که به کسی اعتماد کرد و بعد عواقب آن را تحمّل کرد؟‏›‏

‏[پاورقی]‏

^ بند 2 اسامی تغییر کرده است.‏

‏[نکتهٔ برجسته‌شده در صفحهٔ ۳]‏

بر اساس یک بررسی عقاید،‏ مشخص شد که ۸۶ درصد از نظردهندگان در اعتماد به دیگران دلسرد و مأیوس شده‌اند.‏