به متن بروید

به منوی ثانوی بروید

به فهرست بروید

شاهدان یَهُوَه

فارسی

از ایمانشان سرمشق بگیریم

 فصل ۹

او با درایت و بصیرت عمل کرد

او با درایت و بصیرت عمل کرد

۱-‏۳.‏ الف)‏ چه خطری خانوادهٔ اَبِیجایَل را تهدید می‌کرد؟‏ ب)‏ از این زن بی‌نظیر چه می‌توان آموخت؟‏

اَبِیجایَل ترس و وحشت را در چشمان مردی جوان می‌دید.‏ خطری ناگوار در پیش بود.‏ در حدود چهار صد جنگجو در راه بودند و می‌خواستند تمام مردان خاندان نابال،‏ شوهر اَبِیجایَل را قتل عام کنند.‏ چرا؟‏

۲ مسبب این اوضاع نابال بود؛‏ مردی بی‌رحم و گستاخ.‏ رفتار او این بار برایش بسیار گران تمام می‌شد،‏ زیرا به سرداری محبوب توهین کرده بود؛‏ سرداری که جنگجویانی بسیار ماهر و وفادار داشت.‏ حال یکی از کارگران جوان نابال که احتمالاً چوپان بود،‏ نزد اَبِیجایَل رفت.‏ او اطمینان داشت که اَبِیجایَل می‌تواند آنان را از مرگ نجات دهد.‏ اما یک زن در مقابل یک سپاه چه می‌توانست بکند؟‏

یک زن در برابر سپاهی بزرگ چه می‌توانست بکند؟‏

۳ بیایید داستان زندگی این زن بی‌نظیر را از نزدیک بررسی کنیم.‏ اَبِیجایَل که بود؟‏ چرا چنین وضعیت اسفناکی به وجود آمده بود؟‏ ما چگونه می‌توانیم از ایمان او سرمشق گیریم؟‏

زنی فهمیده و زیبا

۴.‏ نابال چه شخصیتی داشت؟‏

۴ شخصیت اَبِیجایَل با نابال بسیار تفاوت داشت.‏ نابال بهترین زن را برای خود انتخاب کرده،‏ ولی اَبِیجایَل به ازدواج با بدترین مرد تن داده بود.‏ نابال مردی ثروتمند بود و خود را شخصی بسیار مهم می‌دانست.‏ اما اطرافیانش  در مورد او چه نظری داشتند؟‏ پیدا کردن شخصیتی حقیرتر از او در کتاب مقدّس کار دشواری است.‏ مفهوم نام نابال «احمق» است.‏ مشخص نیست که این نام را والدینش در بدو تولّد برای او انتخاب کرده بودند یا لقبی است که به او داده شده بود.‏ در هر حال،‏ او با رفتارش نشان داد که لایق چنین نامیست؛‏ نابال،‏ مردی «سخت‌دل و بدرفتار،‏» زورگو و میگسار بود.‏ بسیاری از او وحشت داشتند و از او بیزار بودند.‏—‏۱سمو ۲۵:‏۲،‏ ۳،‏ ۱۷،‏ ۲۱،‏ ۲۵‏.‏

۵،‏ ۶.‏ الف)‏ به نظر شما بهترین خصوصیات اَبِیجایَل چه بود؟‏ ب)‏ چرا اَبِیجایَل با مردی بی‌فایده همچون نابال ازدواج کرده بود؟‏

۵ اَبِیجایَل با او کاملاً متفاوت بود.‏ نام او به این مفهوم است:‏ «پدرم خود را شاد ساخت.‏» بسیاری از پدران از داشتن دختری زیبا به خود می‌بالند.‏ اما پدری عاقل،‏ از داشتن دختری که باطنی زیبا دارد بسیار شادتر می‌شود.‏ گاهی شخصی که ظاهری زیبا دارد فراموش می‌کند خصوصیات نیکویی همچون درایت،‏ حکمت،‏ شجاعت و ایمان را در خود به وجود آورد.‏ اما اَبِیجایَل چنین نبود.‏ در کتاب مقدّس او زنی «نیک‌فهم و خوش‌منظر» یعنی فهمیده و زیبا خوانده می‌شود.‏—‏۱سموئیل ۲۵:‏۳ خوانده شود.‏

۶ برخی شاید تعجب کنند که چرا چنین زن خردمندی با مردی بی‌فایده همچون نابال ازدواج کرده بود!‏ باید به یاد داشت که در دوران باستان،‏ والدین برای فرزندانشان همسر انتخاب می‌کردند.‏ حتی اگر فرزندان،‏ خود همسر آینده‌شان را انتخاب می‌کردند،‏ رضایت والدین بسیار اهمیت داشت.‏ آیا به دلیل ثروت نابال بود که والدین اَبِیجایَل خواستار این وصلت شدند؟‏ آیا والدینش در فقر به سر می‌بردند؟‏ به هر حال،‏ ثروت نابال از او شوهری شایسته نساخته بود.‏

۷.‏ الف)‏ اگر والدین بخواهند که به فرزندانشان بیاموزند که دیدی صحیح به پیوند ازدواج داشته باشند،‏ باید از چه امری بپرهیزند؟‏ ب)‏ اَبِیجایَل مصمم به انجام دادن چه کاری بود؟‏

۷ والدین باحکمت به فرزندشان می‌آموزند که دیدی صحیح به پیوند ازدواج داشته باشند.‏ چنین والدینی فرزند خود را مجبور نمی‌سازند که برای مال و منال با کسی ازدواج کند یا این که پیش از سنین ازدواج،‏ مسئولیت زندگی مشترک را بپذیرد.‏ (‏۱قر ۷:‏۳۶‏)‏ با این حال،‏ برای اَبِیجایَل تفکّر در این امور  بسیار دیر بود.‏ او به دلایلی نامعلوم با نابال ازدواج کرده بود و با وجود تمام مشکلات،‏ مصمم بود همسری خوب باشد.‏

‏«ایشان را اهانت نمود»‏

۸.‏ نابال به چه کسی اهانت کرد و چرا چنین حرکتی عاقلانه نبود؟‏

۸ نابال به دلیل اهانت به داود،‏ وضعیت را برای اَبِیجایَل از آنچه که بود،‏ سخت‌تر ساخت.‏ سموئیل نبی داود،‏ خادم وفادار یَهُوَه را مسح کرده بود تا همه بدانند که یَهُوَه،‏ داود را به عنوان جانشین تخت پادشاهی شاؤل انتخاب کرده است.‏ (‏۱سمو ۱۶:‏۱،‏ ۲،‏ ۱۱-‏۱۳‏)‏ اما شاؤل به دلیل حسادت،‏ قصد جان داود را داشت.‏ به همین دلیل،‏ داود به همراه ۶۰۰ جنگجوی وفادارش در بیابان به سر می‌برد.‏

۹،‏ ۱۰.‏ الف)‏ برای داود و مردانش زنده ماندن در آن مناطق چه سختی‌هایی را در پی داشت؟‏ ب)‏ چرا نابال باید از کارهایی که داود و مردانش برای او انجام می‌دادند،‏ قدردان می‌بود؟‏ (‏پاورقی بند ۱۰ نیز ملاحظه شود.‏)‏

۹ نابال در شهر مَعُون زندگی می‌کرد،‏ ولی از قرار معلوم در نزدیکی شهر کرْمَل * املاکی داشت و در آنجا مشغول به کار بود.‏ این دو شهر مرتع‌های سرسبزی برای پرورش گوسفندان داشت و نابال نیز صاحب ۳۰۰۰ گوسفند بود.‏ اطراف آن منطقه را دشت فرا گرفته بود.‏ در جنوب،‏ صحرای وسیع فاران قرار داشت؛‏ از شرق تا دریای نمک سرزمینی بایر واقع بود که درّه‌ها و غارهای فراوانی داشت.‏ برای داود و مردانش زنده ماندن در این مناطق سخت و دشوار بود؛‏ بی‌تردید برای آنان شکار و یافتن غذا در آنجا چندان آسان نبود.‏ آنان اغلب با چوپانان جوانی روبرو می‌شدند که برای نابال،‏ این مرد ثروتمند کار می‌کردند.‏

۱۰ این جنگجویان سخت‌کوش،‏ چه رفتاری با چوپانان داشتند؟‏ آنان می‌توانستند گاهی گوسفندی از میان گله‌ها برای خود بردارند،‏ اما چنین نکردند.‏ این مردان،‏ همچون حصاری،‏ خادمان و گله‌های نابال را احاطه کرده بودند و از  آنان محافظت می‌کردند.‏ ‏(‏۱سموئیل ۲۵:‏۱۵،‏ ۱۶ خوانده شود.‏‏)‏ در آن نواحی،‏ خطرات بسیاری گوسفندان و چوپانان را تهدید می‌کرد.‏ راهزنان بسیار بودند و از آنجایی که آن منطقه در مجاورت مرز جنوبی اسرائیل واقع بود،‏ مرتباً مورد تهاجم غارتگران و دزدان بیگانه قرار می‌گرفت.‏ *

۱۱،‏ ۱۲.‏ الف)‏ داود چگونه در پیامش به نابال با سنجیدگی و احترام رفتار کرد؟‏ ب)‏ چرا عکس‌العمل نابال در برابر پیام داود نادرست بود؟‏

۱۱ مطمئناً فراهم کردن غذا در بیابان،‏ برای آن همه جنگجو مسئولیتی بزرگ بود.‏ روزی،‏ داود برای تقاضای کمک،‏ قاصدی نزد نابال فرستاد.‏ او زمان مناسبی را برای این کار انتخاب کرد؛‏ در آن زمان چوپانان پشم گوسفندان خود را می‌چیدند و رسم بر این بود که مردم به دور هم جمع شوند و از یگدیگر پذیرایی کنند.‏ داود در پیامش نابال را با احترام و ادب خطاب کرد و حتی خود را پسر نابال نامید،‏ احتمالاً به این دلیل که نابال از او مسن‌تر بود.‏ اما عکس‌العمل نابال چه بود؟‏—‏۱سمو ۲۵:‏۵-‏۸‏.‏

۱۲ نابال بسیار عصبانی شد!‏ چوپان جوانی که در ابتدای این فصل به او اشاره شد،‏ در حال تعریف کردن این وضعیت برای اَبِیجایَل بود.‏ این چوپان گفت که نابال قاصدان را «اهانت نمود.‏» نابال خسیس،‏ با گله و شکایت گفت که نان،‏ آب و گوشت ذبح‌شده‌اش بسیار پرارزش است.‏ سپس با تحقیر،‏ داود را شخصی بی‌ارزش و غلامی فراری خواند.‏ احتمالاً دید نابال با دید شاؤل که از داود نفرت داشت،‏ یکی بود.‏ اما هیچ یک از آنان دید یَهُوَه را نداشتند.‏ خدا داود را دوست داشت و به او همچون غلامی فراری نمی‌نگریست،‏ بلکه به عنوان پادشاه آیندهٔ اسرائیل.‏—‏۱سمو ۲۵:‏۱۰،‏ ۱۱،‏ ۱۴‏.‏

۱۳.‏ الف)‏ داود در برابر اهانت نابال چه کرد؟‏ ب)‏ از اصلی که در یعقوب ۱:‏۲۰ آمده است،‏ چه درسی می‌توان در مورد رفتار داود گرفت؟‏

۱۳ وقتی قاصدانِ داود پیغام نابال را به او دادند،‏ داود بسیار خشمگین شد.‏ او دستور داد که ‹هر یک شمشیر خود را ببندد.‏› داود خود نیز آمادهٔ نبرد شد و  برای حمله به خاندان نابال،‏ ۴۰۰ مرد مسلّح را رهبری کرد.‏ او قسم خورد که همهٔ مردان نابال را قتل عام کند.‏ (‏۱سمو ۲۵:‏۱۲،‏ ۱۳،‏ ۲۱،‏ ۲۲‏)‏ می‌توان خشم داود را درک کرد،‏ اما قسم خوردنش اشتباه بود.‏ کتاب مقدّس می‌گوید:‏ «خشمِ انسان عدالت خدا را به عمل نمی‌آورد.‏» (‏یعقو ۱:‏۲۰‏،‏ ترجمهٔ قدیم‏)‏ حال،‏ اَبِیجایَل چگونه می‌توانست اهل خانهٔ خود را نجات دهد؟‏

‏«حکمت تو مبارک» باد

۱۴.‏ الف)‏ اَبِیجایَل چگونه قدم اول را برای جبران اشتباه نابال برداشت؟‏ ب)‏ از تفاوتی که بین رفتار نابال و اَبِیجایَل است چه می‌توان آموخت؟‏ (‏به پاورقی نیز مراجعه شود.‏)‏

۱۴ اَبِیجایَل قدم اول را برای جبران اشتباه شوهرش برداشت.‏ او برخلاف نابال حاضر شد که به گفته‌های آن چوپان گوش دهد.‏ چوپان جوان در مورد نابال گفت که «به حدّی پسر بَلیّعال است که احدی با وی سخن نتواند گفت.‏»‏ * (‏۱سمو ۲۵:‏۱۷‏)‏ متأسفانه،‏ نابال به قدری به خود می‌بالید که راغب به شنیدن گفته‌های دیگران نبود.‏ امروزه نیز چنین خودبینی و تکبّری در همه جا متداول است.‏ اما آن چوپان می‌دانست که اَبِیجایَل مغرور نیست.‏ درست به همین دلیل،‏ او نزد اَبِیجایَل رفت تا موضوع را با او در میان بگذارد.‏

اَبِیجایَل برخلاف نابال با رغبت به گفته‌های دیگران گوش می‌داد

۱۵،‏ ۱۶.‏ الف)‏ اَبِیجایَل چگونه نشان داد که او همانند زن شایسته‌ایست که در کتاب امثال توصیف شده است؟‏ ب)‏ چرا آنچه را که اَبِیجایَل انجام داد،‏ نمی‌توان سرکشی علیه شوهرش خواند؟‏

۱۵ اَبِیجایَل به گفته‌های آن مرد به خوبی فکر کرد و بعد سریع وارد عمل شد.‏ در کتاب مقدّس آمده است «آنگاه اَبِیجایَل تعجیل» نمود.‏ در این گزارش چهار بار واژهٔ «تعجیل» را در مورد اَبِیجایَل می‌خوانیم.‏ او با سخاوتمندی هدایایی برای داود و مردانش آماده  کرد که شامل نان،‏ شراب،‏ گوسفند،‏ غلّهٔ برشته،‏ نان کشمشی و نان انجیری بود.‏ اَبِیجایَل از مقدار خوراک و آذوقهٔ خانه به خوبی مطلع بود و بر همهٔ امور خانه نظارت داشت.‏ او همانند زن شایسته‌ای بود که در کتاب امثال توصیف شده است.‏ (‏امث ۳۱:‏۱۰-‏۳۱‏)‏ اَبِیجایَل آنچه را که تهیه دیده بود،‏ پیشاپیش توسط خادمانش نزد داود فرستاد و خود نیز به دنبال آنان رفت.‏ اما در گزارش آمده است که «به شوهر خود نابال هیچ خبر نداد.‏»—‏۱سمو ۲۵:‏۱۸،‏ ۱۹‏.‏

۱۶ آیا اَبِیجایَل خلاف اصل کتاب مقدّس عمل کرد و مطیع شوهرش نبود؟‏ خیر.‏ نابال با خادم مسح‌شدهٔ یَهُوَه با شرارت رفتار کرد؛‏ عملی که به مرگ اعضای بی‌گناه خاندانش می‌انجامید.‏ اگر اَبِیجایَل کوتاهی می‌کرد،‏ ممکن بود که در گناه شوهرش سهیم شود.‏ در هر صورت،‏ او باید از یَهُوَه خدا بیشتر از شوهرش اطاعت می‌کرد.‏

۱۷،‏ ۱۸.‏ اَبِیجایَل با چه روحیه‌ای نزد داود رفت،‏ به او چه گفت و چه امری گفته‌های او را گرم و دلنشین ساخت؟‏

۱۷ دیری نگذشت که اَبِیجایَل با داود و مردانش روبرو شد.‏ او سریع از الاغ پیاده شد و به داود تعظیم کرد.‏ (‏۱سمو ۲۵:‏۲۰،‏ ۲۳‏)‏ سپس خواست دلش را با داود در میان گذاشت و به او التماس کرد که به شوهر و اهل خانه‌اش رحم کند.‏ چه امری سبب شد که گفته‌های او بر دل داود بنشیند؟‏

‏«کنیزت در گوش تو سخن بگوید»‏

۱۸ اَبِیجایَل خطای شوهرش را به گردن گرفت و از داود تقاضای بخشش کرد.‏ سپس با واقع‌بینی اذعان کرد که شوهرش همان گونه که از نامش پیداست مرد احمقی است.‏ احتمالاً به داود گفت که درگیری با چنین مردی دور از شأن اوست.‏ سپس اعتماد خود را به داود،‏ نمایندهٔ یَهُوَه ابراز کرد و او را به عنوان جنگجوی یَهُوَه خدا تصدیق نمود.‏ اَبِیجایَل همچنین اشاره کرد که از وعدهٔ یَهُوَه در مورد پادشاه شدن داود آگاه است و گفت که یَهُوَه او را پیشوای اسرائیل خواهد ساخت.‏ علاوه بر این،‏ داود را از عملی بازداشت که موجب می‌شد خون به گردن داشته باشد و «لغزش دل» یا عذاب وجدان بگیرد.‏ ‏(‏۱سموئیل ۲۵:‏۲۴-‏۳۱ خوانده شود.‏‏)‏ گفته‌های پرمهر اَبِیجایَل،‏ گرم و دلنشین بود!‏

۱۹.‏ داود چه واکنشی به گفته‌های اَبِیجایَل نشان داد و چرا او را تحسین کرد؟‏

 ۱۹ واکنش داود چه بود؟‏ او هدایای اَبِیجایَل را پذیرفت و گفت:‏ «یَهُوَه،‏ خدای اسرائیل،‏ متبارک باد که تو را امروز به استقبال من فرستاد.‏ و حکمت تو مبارک و تو نیز مبارک باشی که امروز مرا از ریختن خون و از کشیدن انتقام خویش به دست خود منع نمودی.‏» داود اَبِیجایَل را به دلیل این که با شجاعت فوراً به دیدارش آمد،‏ تحسین کرد و اذعان کرد که اَبِیجایَل با عمل خود او را از ریختن خون بی‌گناهان باز داشته است.‏ داود با فروتنی به اَبِیجایَل گفت:‏ «به سلامتی به خانه‌ات برو و ببین که سخنت را شنیده،‏ تو را مقبول داشتم.‏»—‏۱سمو ۲۵:‏۳۲-‏۳۵‏.‏

‏«کنیزت بنده است»‏

۲۰،‏ ۲۱.‏ الف)‏ چرا می‌توان رفتار اَبِیجایَل را که با رغبت تمام نزد شوهرش رفت،‏ تحسین کرد؟‏ ب)‏ اَبِیجایَل چگونه با شجاعت و بصیرت زمانی مناسب را برای گفتگو با نابال انتخاب کرد؟‏

۲۰ اَبِیجایَل مطمئناً در مورد دیدارش با داود فکر کرد و این که این مرد باایمان و مهربان چه تفاوت زیادی با شوهر سنگدلش دارد.‏ اما او نگذاشت که چنین افکاری بر او تسلّط یابد.‏ در کتاب مقدّس آمده است:‏ «اَبِیجایَل نزد نابال برگشت.‏» آری،‏ او برگشت تا وظیفهٔ همسری خود را به خوبی انجام دهد.‏ اَبِیجایَل می‌بایست شوهر خود را از هدایایی که به داود و مردانش داده بود مطلع می‌کرد.‏ نابال حق داشت از این امر باخبر شود.‏ اَبِیجایَل همچنین می‌بایست شوهرش را از خطر بزرگی که آنان را تهدید می‌کرد،‏ آگاه می‌ساخت،‏ پیش از آن که نابال این خبر شرم‌آور را از کسی دیگر بشنود.‏ اما اکنون وقت مناسبی برای گفتن این خبر نبود،‏ زیرا نابال با حرص و ولع مشغول خوردن غذایی شاهانه بود و سرخوش و مست بود.‏—‏۱سمو ۲۵:‏۳۶‏.‏

اَبِیجایَل با شجاعت به نابال گفت که برای نجات جان او چه کرده است

۲۱ شجاعت و بصیرت اَبِیجایَل را دوباره می‌توان در رفتارش دید.‏ او برای دادن آن خبر تا صبح صبر کرد تا شوهرش از حالت مستی درآید.‏ از آنجایی که نابال مردی تندخو بود،‏ دادن این خبر خطرناک بود.‏ با این حال،‏ اَبِیجایَل به نزد نابال رفت و همهٔ واقعه را برای او تعریف کرد.‏ بی‌تردید،‏ اَبِیجایَل انتظار داشت که شوهرش از شدّت خشم به او پرخاش کند،‏ حتی با او با خشونت رفتار کند.‏ اما نابال خشک و بی‌حرکت ماند.‏—‏۱سمو ۲۵:‏۳۷‏.‏

۲۲.‏ برای نابال چه اتفاقی افتاد و ما می‌توانیم هنگام رویارویی با هر گونه خشونت و ستمی در محیط خانواده از چه امری اطمینان داشته باشیم؟‏

 ۲۲ چه اتفاقی برای نابال افتاده بود؟‏ او با شنیدن این خبر «دلش در اندرونش مرده گردید و خود مثل سنگ شد.‏» شاید او سکتهٔ مغزی کرده بود.‏ به هر حال او ده روز بعد جان سپرد و علّت مرگش فقط سکته نبود،‏ زیرا کتاب مقدّس می‌گوید:‏ «خداوند جان او را گرفت.‏» (‏۱سمو ۲۵:‏۳۸‏،‏ مژده برای عصر جدید‏)‏ با داوری به حق یَهُوَه،‏ برای اَبِیجایَل کابوس این زندگی مشترک به آخر رسید.‏ یَهُوَه امروزه چنین عمل نمی‌کند،‏ ولی این گزارش نشان می‌دهد که او از هر خشونت و ستمی که در محیط خانواده رخ می‌دهد،‏ آگاه است.‏ خدا در زمانی مناسب،‏ عدالت را برقرار خواهد ساخت.‏—‏لوقا ۸:‏۱۷ خوانده شود.‏

۲۳.‏ چه برکت دیگری نصیب اَبِیجایَل شد و او چگونه نشان داد که پیشنهاد ازدواج از سوی داود،‏ اثری بر شخصیتش نگذاشته است؟‏

 ۲۳ اَبِیجایَل نه تنها از مشکلات زندگی مشترک خود با نابال رهایی یافت،‏ بلکه برکتی نیز نصیب او شد.‏ وقتی داود از مرگ نابال با خبر شد،‏ قاصدانی نزد اَبِیجایَل فرستاد و به او پیشنهاد ازدواج کرد.‏ اَبِیجایَل نیز پاسخ داد:‏ «اینک کنیزت بنده است تا پای‌های خادمان آقای خود را بشوید.‏» به روشنی می‌توان دید که پیشنهاد ازدواج از سوی داود،‏ اثری بر شخصیت اَبِیجایَل نگذاشت؛‏ او حتی گفت که حاضر است به خادمان داود خدمت کند.‏ سپس در کتاب مقدّس می‌خوانیم که اَبِیجایَل با عجله خود را آماده ساخت تا به نزد داود رود.‏—‏۱سمو ۲۵:‏۳۹-‏۴۲‏.‏

۲۴.‏ اَبِیجایَل در زندگی مشترک با داود با چه مشکلات و سختی‌هایی روبرو شد،‏ اما شوهرش و خدا نسبت به او چه دیدی داشتند؟‏

۲۴ البته نمی‌توان گفت که اَبِیجایَل همواره در زندگی مشترکش با داود خوشبخت و سعادتمند بود.‏ داود در آن زمان با اَخینوعام ازدواج کرده بود.‏ با این که یَهُوَه برای مدتی اجازه داده بود که چندهمسری وجود داشته باشد،‏ برای زنانِ باایمان زندگی در چنین شرایطی آسان نبود.‏ داود هنوز پادشاه نشده بود و تا آن زمان،‏ آنان مشکلات و سختی‌های بسیاری را می‌بایست پشت سر می‌گذاشتند.‏ اَبِیجایَل صاحب پسری شد و در زندگی مشترکش همواره از داود حمایت و پشتیبانی می‌کرد.‏ او پی برد که شوهرش برایش ارزش قائل است و از او محافظت می‌کند.‏ داود،‏ یک بار حتی او را از دست دشمنان نجات داد!‏ (‏۱سمو ۳۰:‏۱-‏۱۹‏)‏ پس،‏ داود یَهُوَه را سرمشق خود قرار داد؛‏ خدایی که برای چنین زنان شجاع،‏ با بصیرت و با ایمان ارزش بسیار قائل است.‏

^ بند 9 شهر کرْمَل،‏ با کوه مشهور کرْمَل که در شمال اسرائیل واقع بود،‏ ارتباطی نداشت.‏ کرْمَل شهر کوچکی بود که در کنار صحرای جنوبی اسرائیل قرار داشت.‏ ایلیّا بر روی کوه کرْمل بعدها با انبیای بَعْل روبرو شد.‏ (‏به فصل ۱۰ مراجعه شود.‏)‏

^ بند 10 داود مطمئناً احساس می‌کرد که حفاظت از مالکان زمین و گله‌های آنان خدمتی به یَهُوَه خداست.‏ در آن زمان،‏ خواست یَهُوَه بود که نسل ابراهیم،‏ اسحاق و یعقوب در آن سرزمین ساکن شوند.‏ حفاظت از آن سرزمین از حملات مهاجمان و غارتگران،‏ به مفهوم خدمت مقدّس بود.‏

^ بند 14 عبارتی که آن جوان استفاده کرد به طور تحت‌اللفظی «پسر بَلیّعال» ترجمه شده است که به مفهوم «پسر بی‌فایده» است.‏ در برخی از ترجمه‌های کتاب مقدّس برای توصیف روحیهٔ نابال از این عبارت استفاده شده است:‏ «به هیچ کس گوش نمی‌داد.‏» در همان ترجمه‌ها در آخر این آیه،‏ این عبارت آمده است:‏ «صحبت کردن با او فایده‌ای نداشت.‏»‏