به متن بروید

به منوی ثانوی بروید

به فهرست بروید

شاهدان یَهُوَه

فارسی

برج دیده‌بانی  |  نوامبر ۲۰۱۴

 کتاب مقدّس زندگی انسان را تغییر می‌دهد

علیه بی‌عدالتی و خشونت به شیوهٔ خود می‌جنگیدم

علیه بی‌عدالتی و خشونت به شیوهٔ خود می‌جنگیدم
  • متولّد:‏ ۱۹۶۰

  • اهل:‏ لبنان

  • پیشینه:‏ کونگ فو کار ماهر

سرگذشت:‏

طی جنگ داخلی،‏ در شهر رمیش،‏ نزدیک مرز اسرائیل و لبنان بزرگ شدم.‏ زمین‌های مین‌گذاری‌شده‌ای را به یاد می‌آورم که مردم بی‌گناه بر اثر انفجار مین دست و پای خود را از دست می‌دادند.‏ زندگی بسیار سخت و طاقت‌فرسا بود و جنایت و خشونت در همه جا به چشم می‌خورد.‏

خانواده‌ام عضو کلیسای مارونیت،‏ یکی از کلیساهای کاتولیک شرق،‏ بودند.‏ پدرم برای تأمین معاش خانوادهٔ ۱۲ نفری ما همیشه مشغول کار بود،‏ اما مادرم می‌خواست که ما حتماً به کلیسا برویم.‏ پس از گذشت زمان،‏ پی بردم که کلیسا همانند اکثر جوامع از ضعفا و نیازمندان حمایت نمی‌کند.‏

در دوران نوجوانی،‏ رفته‌رفته به ورزش کونگ فو علاقه پیدا کردم و پس از گذراندن یک دورهٔ سخت و فشرده یاد گرفتم که از مشت و لگد و وسایل رزمی با مهارت استفاده کنم.‏ با خود می‌گفتم:‏ «من که نمی‌توانم به جنگ خاتمه دهم،‏ اما حداقل می‌توانم جلوی افراد خشن را بگیرم.‏» هر وقت دو نفر را در حال زدوخورد می‌دیدم فوراً دخالت می‌کردم.‏ خلق و خویی خشن داشتم و خیلی زود از کوره در می‌رفتم.‏ علیه بی‌عدالتی و خشونت به شیوهٔ خود می‌جنگیدم طوری که تمام مردم جنوب لبنان از من می‌ترسیدند.‏

در سال ۱۹۸۰،‏ عضو یکی از باشگاه‌های کونگ فو در بیروت شدم.‏ با وجود گلوله،‏ خمپاره و بمب که هر روزه شاهد آن بودیم،‏ باز هم در کلاس‌ها شرکت می‌کردم.‏ زندگی‌ام در خوردن،‏ خوابیدن و تقلید از بروس لی قهرمان کونگ فو خلاصه می‌شد.‏ راه رفتن و فریاد کشیدن و مدل موهایم،‏ مثل این هنرپیشهٔ آمریکایی چینی بود.‏ هیچ وقت لبخند نمی‌زدم.‏

کتاب مقدّس چگونه زندگی مرا تغییر داد؟‏

هدفم این بود که در چین کونگ فو کار حرفه‌ای بشوم.‏ یک شب که برای شرکت در مسابقات چین سخت تمرین می‌کردم،‏ درِ خانه را زدند.‏ یکی از دوستانم به همراه دو شاهد یَهُوَه آمده بود.‏ لباس ورزشی سیاه به تن داشتم و بدنم خیس عرق بود.‏ به آنان گفتم:‏ «با کتاب مقدّس هیچ آشنایی ندارم.‏» نمی‌دانستم که از آن لحظه زندگی‌ام دگرگون خواهد شد.‏

 شاهدان از کتاب مقدّس به من نشان دادند که چرا انسان‌ها هرگز نمی‌توانند خشونت و بی‌عدالتی را کاملاً از میان بردارند.‏ گفتند که شیطان مسبب اصلی تمام مشکلات است.‏ (‏مکاشفه ۱۲:‏۱۲‏)‏ من تحت تأثیر آرامش و اطمینان آنان قرار گرفتم،‏ این که خدا نامی دارد مرا شدیداً منقلب کرد.‏ (‏مزمور ۸۳:‏۱۸‏)‏ آنان اول تیموتائوس ۴:‏۸ را به من نشان دادند که می‌گوید:‏ «تربیت بدن را اندک فایده‌ای است،‏ امّا دینداری برای همه چیز فایده دارد،‏ و هم زندگی حال را وعده می‌دهد،‏ هم حیات آینده را.‏» این آیه بر زندگی‌ام تأثیر فوق‌العاده‌ای گذاشت.‏

متأسفانه ارتباطم با شاهدان قطع شد،‏ زیرا خانواده‌ام عذر آنان را خواسته بودند.‏ با این حال تصمیم گرفتم کونگ فو را کنار بگذارم و مطالعهٔ کتاب مقدّس را شروع کنم.‏ برادرانم موافق نبودند،‏ اما من همچنان مصمم بودم که بار دیگر شاهدان یَهُوَه را ببینم و کتاب مقدّس را با آنان مطالعه کنم‏.‏

سعی کردم شاهدان را بیابم،‏ اما تلاش‌هایم بی‌ثمر بود.‏ در این میان،‏ مرگ نابهنگام پدرم و مصیبت‌های دیگر در خانواده‌مان مرا بسیار اندوهگین کرد.‏ در یک شرکت ساختمانی کار جدیدی شروع کرده بودم.‏ یک روز آدل یکی از همکارانم،‏ پیشم آمد و پرسید که چرا غمگینم.‏ از کتاب مقدّس در مورد رستاخیز با من صحبت کرد.‏ برای نُه ماه این مرد مهربان و خوشرو،‏ یکی از شاهدان یَهُوَه،‏ با صبر و تحمّل کتاب مقدّس را با من مطالعه کرد.‏

همچنان که در مطالعهٔ کتاب مقدّس پیشرفت می‌کردم،‏ پی بردم که باید در شخصیتم تغییراتی بزرگ بدهم.‏ این کار آسان نبود.‏ همیشه بدخلق بودم و به راحتی برآشفته می‌شدم.‏ از کتاب مقدّس آموختم که چگونه خود را کنترل کنم و به آسانی تحریک نشوم.‏ برای نمونه،‏ عیسی در مَتّی ۵:‏۴۴ چنین پندی به ما می‌دهد:‏ «دشمنان خود را محبت نمایید و برای آنان که به شما آزار می‌رسانند،‏ دعای خیر کنید.‏» همچنین رومیان ۱۲:‏۱۹ به ما هشدار می‌دهد:‏ «انتقام مگیرید،‏ .‏ .‏ .‏ زیرا نوشته شده که خداوند می‌گوید:‏ ‹انتقام از آن من است؛‏ من هستم که سزا خواهم داد.‏›» این آیات و آیاتی دیگر به من کمک کرد که رفته‌رفته آرامش درونی بیابم.‏

چه فوایدی نصیبم شده است؟‏

با این که در ابتدا خانواده‌ام با تصمیم من برای مطالعهٔ کتاب مقدّس با شاهدان یَهُوَه مخالف بودند،‏ بعدها به شاهدان احترام می‌گذاشتند.‏ در واقع یکی از برادرانم نیز در پرستش یَهُوَه به من پیوسته است و مادرم تا هنگام مرگ از اعتقاد ما در مقابل دیگران دفاع می‌کرد.‏

از جهت دیگری نیز برکت یافته‌ام.‏ آنیتا،‏ همسر عزیزم زنی وفادار و بی‌نظیر است.‏ ما با یکدیگر اوقات زیادی را در خدمت موعظهٔ تمام‌وقت می‌گذرانیم.‏ از سال ۲۰۰۰ در شهر اسکیلستونای سوئد زندگی می‌کنیم و به عربی‌زبانان در فراگیری تعالیم کتاب مقدّس یاری می‌رسانیم.‏

من هنوز از درد و رنج آنانی که با خشونت روبرو می‌شوند،‏ متأثر می‌شوم.‏ اما دانستن این که عامل اصلی آن چیست و خدا به زودی به هر گونه درد و رنج پایان می‌دهد،‏ به من شادی و آرامش می‌بخشد.‏—‏مزمور ۳۷:‏۲۹‏.‏

من و همسرم از خدمت موعظه بسیار لذّت می‌بریم و عاشق آشنا کردن مردم با شخصیت یَهُوَه هستیم