به متن بروید

به منوی ثانوی بروید

به فهرست بروید

شاهدان یَهُوَه

فارسی

برج دیده‌بانی  |  ژوئیه ۲۰۱۴

آیا از نان حیات چشیده‌اید؟‏

آیا از نان حیات چشیده‌اید؟‏

گردشگران از بناهای تاریخی منطقهٔ قدیمی شهر بیت‌لَحَم دیدن می‌کردند.‏ در میان راه گرسنه شدند و می‌خواستند یکی از غذاهای محلّی این شهر باستانی را بچشند.‏ یکی از آنان رستورانی دید که فَلافِل می‌فروخت؛‏ غذایی که با آرد نخودچی،‏ گوجه فرنگی،‏ پیاز و سایر سبزیجات درست می‌شود و آن را در نان پیتا می‌گذارند.‏ این لقمهٔ لذیذ به این گردشگران خسته،‏ نیرویی دوباره بخشید تا به راه خود ادامه دهند.‏

اما آنان نمی‌دانستند که نان سادهٔ پیتا مدت‌هاست که در آن منطقه تهیه می‌شود؛‏ احتمالاً پیش‌تر از ساخت هر بنای تاریخی در آن شهر.‏ در حقیقت،‏ نام شهر بیت‌لَحَم به مفهوم «خانهٔ نان» است و طی هزاران سال،‏ همواره در این منطقه انواع نان پخته شده است.‏ (‏روت ۱:‏۲۲؛‏ ۲:‏۱۴‏)‏ نان پیتا یکی از نان‌های محلّی بیت‌لَحَم است.‏

حدود چهار هزار سال پیش،‏ سارا همسر ابراهیم در نزدیکی جنوب بیت‌لَحَم،‏ چند گِرده نان برای سه مهمانی که سرزده آمده بودند،‏ پخت.‏ (‏پیدایش ۱۸:‏۶‏)‏ آرد مرغوبی که سارا از آن استفاده کرد،‏ شاید آردی از گندم دودانه یا جو بود.‏ احتمالاً سارا نان را روی سنگی داغ پخت.‏ مطابق با گزارش کتاب مقدّس،‏ او می‌بایست این نان را برای مهمانان به سرعت آماده می‌کرد.‏—‏۱پادشاهان ۱۹:‏۶‏.‏

پس،‏ سارا و خدمتکارانش می‌بایستی نان را خود تهیه می‌کردند.‏ آنان چادرنشین بودند و دیگر نمی‌توانستند همچون گذشته در تنورهایی که در شهر اور داشتند،‏ نان بپزند.‏ سارا از غلاتِ همان منطقه آردی نرم تهیه می‌کرد.‏ این کار،‏ سخت و پر زحمت بود.‏ او باید با کمک آسیاب دستی و شاید هاون از غلّه آردی نرم تهیه می‌کرد.‏

چهار صد سال پس از آن،‏ در شریعت موسی قید شده بود که آسیاب دستی نباید گرو گرفته شود،‏ زیرا این «وسیلهٔ امرار معاش صاحبش» بود.‏ (‏تثنیه ۲۴:‏۶‏،‏ ترجمهٔ تفسیری‏)‏ خدا آسیاب دستی را وسیله‌ای مهم می‌دانست چون خانواده بدون آن نمی‌توانست نان روزانهٔ خود را فراهم کند.‏—‏کادر «‏ آسیاب غلّه و پخت نان در زمان باستان‏» ملاحظه شود.‏

نانی که دل انسان را قوی می‌سازد

در کتاب مقدّس حدوداً ۳۵۰ بار به واژهٔ نان اشاره شده است و نویسندگان این کتاب،‏ اغلب آن را به مفهوم خوراک و غذا به کار برده‌اند.‏ عیسی نشان داد که خدمتگزاران خدا می‌توانند با اطمینان چنین دعا کنند:‏ «نان روزانهٔ ما را امروز به ما عطا فرما.‏» (‏مَتّی ۶:‏۱۱‏)‏ در این آیه «نان» به مفهوم غذاست.‏ عیسی در گفتهٔ خود به ما اطمینان می‌دهد که خدای روزی‌دهنده،‏ غذای روزانهٔ ما را تأمین می‌کند.‏—‏مزمور ۳۷:‏۲۵‏.‏

اما عیسی به نکته‌ای بس پر اهمیت‌تر از نان و غذا اشاره کرد.‏ او گفت:‏ «انسان تنها به نان زنده نیست،‏ بلکه به هر کلامی که از دهان خدا صادر شود.‏» (‏مَتّی ۴:‏۴‏)‏ گفتهٔ عیسی به زمانی برمی‌گردد که خدا چندی پس از خروج اسرائیلیان از مصر،‏ غذای روزانهٔ اسرائیلیان را تأمین می‌کرد و آنان کاملاً به آن غذا وابسته بودند.‏ حدوداً یک ماه پس از ورودشان به صحرای سینا،‏ غذای روزانه‌شان رو به اتمام بود.‏ آنان از ترس گرسنگی در آن صحرای بی‌آب و علف،‏ با تلخی به خدا شکایت کردند که در زمین مصر ‹نان را سیر می‌خوردند.‏›—‏خروج ۱۶:‏۱-‏۳‏.‏

بی‌شک نانی که در مصر می‌خوردند لذیذ و خوش‌طعم بود.‏ در زمان موسی،‏ در مصر نانوایان نان و شیرینی‌های گوناگون می‌پختند.‏  اما مسلّماً خدا نمی‌خواست قومش را بدون غذا یا نان بگذارد.‏ پس به آنان چنین وعده داد:‏ «همانا من نان از آسمان برای شما می‌بارانم.‏» خدا هماهنگ با این وعدهٔ خود،‏ هر صبحگاه این نان را از آسمان بر زمین می‌ریخت که «پولَکهای ریز» شبیه شبنم یا دانه‌های یخ بود.‏ اسرائیلیان نخستین بار که این «نان» را دیدند به یکدیگر گفتند:‏ «این چیست؟‏» موسی برایشان توضیح داد:‏ «این نانی است که خداوند به شما داده تا بخورید.‏» اسرائیلیان این نان را مَنّا * خواندند و این نان برای ۴۰ سال غذایشان را تأمین می‌کرد.‏—‏خروج ۱۶:‏۴،‏ ۱۳-‏۱۵،‏ ۳۱‏،‏ ترجمهٔ هزارهٔ نو.‏

یقیناً در ابتدا اسرائیلیان با دیدن مَنّا،‏ این معجزهٔ آسمانی،‏ تحت تأثیر قرار گرفتند.‏ این نان «طعمی چون کلوچهٔ عسلی داشت» و خدا به وفور آن را در اختیار آنان قرار می‌داد.‏ (‏خروج ۱۶:‏۱۸‏)‏ اما با گذشت زمان،‏ به یاد دورانی افتادند که در مصر غذاهای متنوع می‌خوردند و با لحنی شکایت‌آمیز گفتند:‏ «در برابر چشمانمان تنها همین مَنّا است و بس.‏» (‏اعداد ۱۱:‏۶‏،‏ ترجمهٔ هزارهٔ نو‏)‏ بعدها آنان با خشم و عصبانیت گفتند:‏ «جان ما از این خوراک ناچیز کراهت دارد.‏» (‏اعداد ۲۱:‏۵‏،‏ ترجمهٔ هزارهٔ نو‏)‏ این «نان آسمانی» برای آنان ناخوشایند و مشمئزکننده شد.‏—‏مزمور ۱۰۵:‏۴۰‏.‏

نان حیات

واضح است که نان همچون بسیاری از چیزهای دیگر می‌تواند به آسانی در دید انسان‌ها بی‌ارزش شود.‏ اما کتاب مقدّس به نوعی خاص از نان اشاره می‌کند که نباید آن را کم‌ارزش دانست.‏ این نان،‏ برکات ابدی به همراه دارد و عیسی آن را با مَنّایی که اسرائیلیان با گستاخی تمام رد کردند،‏ مقایسه کرد.‏

او به شنوندگانش در خصوص این نان گفت:‏ «من نان حیاتم.‏ پدران شما،‏ مَنّا را در بیابان خوردند،‏ و با این‌حال مردند.‏ امّا نانی که از آسمان نازل می‌شود چنان است که هر که از آن بخورَد،‏ نخواهد مرد.‏ مَنَم آن نان زنده که از آسمان نازل شد.‏ هر کس از این نان بخورَد،‏ تا ابد زنده خواهد ماند.‏ نانی که من برای حیات جهان می‌بخشم،‏ بدن من است.‏»—‏یوحنا ۶:‏۴۸-‏۵۱‏.‏

بسیاری از شنوندگان عیسی،‏ در گفتهٔ او مفهوم مجازی واژه‌های «نان» و «بدن» را درک نکردند.‏ اما این تشبیهی بسیار بجا بود.‏  نان،‏ غذای روزانهٔ یهودیان بود و آنان را سالم و زنده نگاه می‌داشت.‏ مَنّا،‏ هدیه‌ای از طرف خدا به اسرائیلیان بود که آنان را طی ۴۰ سال در بیابان سیر می‌کرد.‏ اما این نان به آنان حیات ابدی نمی‌بخشید.‏ در عوض،‏ عیسی مسیح با قربانی کردن بدن خود،‏ راه رسیدن به حیات ابدی را پیش روی آنانی که به او ایمان می‌ورزند،‏ گشود.‏ به راستی که او ‹نان حیات› است.‏

زمانی که گرسنه می‌شوید،‏ ممکن است در پی لقمه نانی باشید.‏ شاید هم برای داشتن «نان روزانهٔ» خود خدا را شکر و سپاس گویید.‏ (‏مَتّی ۶:‏۱۱‏)‏ اگر برای غذای روزانه‌مان این چنین شاکریم،‏ پس چه قدر بیشتر باید قدر و ارزش ‹نان حیات› یعنی عیسی مسیح را بدانیم.‏

برخلاف اسرائیلیانِ ناسپاس در زمان موسی،‏ ما چگونه می‌توانیم برای این نانِ بی‌نظیر سپاسگزار باشیم؟‏ عیسی گفت:‏ «اگر مرا دوست بدارید،‏ احکام مرا نگاه خواهید داشت.‏» (‏یوحنا ۱۴:‏۱۵‏)‏ با اطاعت از فرامین عیسی از این نعمت برخوردار می‌شویم که تا ابد زندگی کنیم و نان بخوریم.‏—‏تثنیه ۱۲:‏۷‏.‏

^ بند 10 واژهٔ «مَنّا» احتمالاً از واژهٔ عبری «منهو؟‏» گرفته شده است،‏ به مفهوم «این چیست؟‏»‏