مراجعه به متن

مراجعه به فهرست مطالب

شاهدان یَهُوَه

انتخاب زبان فارسی

حرمت هر کس را آن گونه حفظ کنید که شایستهٔ اوست

حرمت هر کس را آن گونه حفظ کنید که شایستهٔ اوست

‏«برکت،‏ حرمت،‏ جلال و قوّت،‏ همیشه و تا ابد از آنِ تخت‌نشین و برّه باد!‏»—‏مکاشفه ۵:‏۱۳‏.‏

سرودهای:‏ ۹،‏ ۱۰۸

۱.‏ چرا برخی اشخاص شایستهٔ حرمتند و در این مقاله چه موضوعی بررسی می‌شود؟‏

حرمت و عزّت نهادن به این مفهوم است که به شخص توجهی خاص و احترامی ویژه نشان دهیم.‏ ما انسان‌ها معمولاً به اشخاصی حرمت می‌نهیم که از مقام و وظیفه‌ای مهم برخوردارند یا با رفتارشان نشان داده‌اند که شایستهٔ آن حرمتند.‏ در این مقاله بررسی خواهیم کرد که به چه کسانی باید حرمت و عزّت نهاد و چرا؟‏

۲،‏ ۳.‏ الف)‏ چرا یَهُوَه خدا به‌ویژه شایستهٔ حرمت است؟‏ (‏تصویر ابتدای مقاله ملاحظه شود.‏)‏ ب)‏ برّه‌ای که مکاشفه ۵:‏۱۳ به آن اشاره می‌کند،‏ چه کسی است و چرا شایستهٔ حرمت است؟‏

۲ همان گونه که در مکاشفه ۵:‏۱۳ می‌خوانیم،‏ واضح است که آن «تخت‌نشین و برّه» یعنی یَهُوَه خدا و عیسی مسیح شایستهٔ حرمت و عزتند.‏ در باب ۴ کتاب مکاشفه مخلوقات روحی یک دلیل این که چرا یَهُوَه خدا شایستهٔ حرمت است با صدای بلند بیان می‌کنند.‏ آنان خطاب به یَهُوَه خدا که «همیشه و تا ابد زنده است» چنین می‌گویند:‏ «ای یَهُوَه خدای ما،‏ جلال و حرمت و قدرت شایستهٔ  توست؛‏ زیرا تو همه چیز را آفریدی و به خواست تو بود که همه چیز به وجود آمد و آفریده شد.‏»—‏مکا ۴:‏۹،‏ ۱۱‏.‏

۳ عیسی مسیح همان برّه است،‏ یعنی «برّهٔ خدا که گناه را از دنیا برمی‌دارد.‏» (‏یو ۱:‏۲۹‏)‏ کتاب مقدّس روشن می‌سازد که او از همهٔ پادشاهان روی زمین والاتر و برتر است و می‌گوید:‏ «اوست پادشاهِ پادشاهان و سَرورِ سَروران.‏ او تنها وجود فناناپذیر است و در نوری چنان درخشان ساکن است که کسی نمی‌تواند به آن نزدیک شود و هیچ انسانی او را ندیده و نمی‌تواند ببیند.‏» (‏۱تیمو ۶:‏۱۴-‏۱۶‏)‏ به‌راستی کدام پادشاه حاضر بوده است که جان خود را در راه گناهان ما فدا کند؟‏ آیا این امر ما را برنمی‌انگیزد که همراه هزاران هزار مخلوق روحی همصدا اعلام کنیم:‏ «آن برّه که ذبح شد،‏ شایستهٔ این است که قدرت،‏ ثروت،‏ حکمت،‏ قوّت،‏ حرمت،‏ جلال و برکت را بیابد.‏»—‏مکا ۵:‏۱۲‏.‏

۴.‏ چرا باید به یَهُوَه خدا و عیسی مسیح حرمت نهیم؟‏

۴ در یوحنا ۵:‏۲۲،‏ ۲۳ به‌روشنی ذکر شده است که یَهُوَه خدا عیسی مسیح را برای داوری انسان‌ها برگزیده است.‏ از این رو،‏ ما باید عیسی مسیح را حرمت نهیم.‏ اگر چنین کنیم در واقع به یَهُوَه خدا حرمت نهاده‌ایم.‏ اگر به عیسی مسیح و پدرش حرمت نهیم،‏ به زندگی ابدی دست خواهیم یافت.‏—‏مزمور ۲:‏۱۱،‏ ۱۲ خوانده شود.‏

۵.‏ چرا باید حرمت و احترامی را که شایستهٔ انسان‌هاست حفظ کنیم؟‏

۵ انسان‌ها به صورت خدا آفریده شده‌اند.‏ (‏پیدا ۱:‏۲۷‏)‏ از این رو،‏ اکثر آنان تا حدّی برخی خصوصیات الٰهی را از خود نمایان می‌سازند.‏ تمام انسان‌ها قادرند به دیگران محبت و نیکویی کنند و دلسوزی نشان دهند.‏ خدا به انسان‌ها وجدان داده است تا بتوانند درست را از نادرست،‏ بجا را از نابجا و صداقت را از عدم‌صداقت تشخیص دهند.‏ (‏روم ۲:‏۱۴،‏ ۱۵‏)‏ اکثر مردم به چیزهای پاک و زیبا جذب می‌شوند و در کل همه می‌خواهند که با دیگران در صلح به سر برند.‏ آنان چه دانسته،‏ چه ندانسته تا حدّی جلال خدا را از خود منعکس می‌کنند،‏ از این رو باید حرمت و احترامی را که شایستهٔ انسان‌هاست حفظ کنیم.‏—‏مز ۸:‏۵‏.‏

به مردم حرمتی را که شایستهٔ آنند نشان دهید

۶،‏ ۷.‏ شاهدان یَهُوَه در نشان دادن حرمت به انسان‌ها،‏ به چه امری توجه می‌کنند؟‏

۶ ما می‌دانیم که همهٔ انسان‌ها شایستهٔ احترام و حرمتند،‏ اما باید در این خصوص تعادل را حفظ کنیم و بدانیم که به هر کس تا چه حد و چگونه حرمت نهیم.‏ انسان‌ها ناکاملند و اکثر آنان تحت تأثیر روحیهٔ دنیای شیطان قرار دارند.‏ از این رو،‏ مردم گرایش دارند که برخی مردان و زنان را بزرگ کنند و حرمت و جلالی را که درخور آنان نیست به آنان بدهند و از آنان بت بسازند.‏ مردم رهبران مذهبی و سیاسی،‏ ورزشکاران،‏ ستارگان سینما و اشخاص مشهور را چنان ارج می‌نهند که گویی انسان‌هایی برترند.‏ همه،‏ چه جوان و چه مسن،‏ دوست دارند که مانند آنان باشند و رفتار،‏ شیوهٔ لباس و آرایش آنان را الگوی خود سازند.‏

۷ مسیحیان حقیقی می‌دانند که نباید انسان‌ها را تا این حد بزرگ کرده جلال دهند.‏ در میان همهٔ انسان‌هایی که تا کنون زندگی کرده‌اند،‏ عیسی مسیح تنها کسی است که سرمشقی کامل برای ما گذاشته است.‏ (‏۱پطر ۲:‏۲۱‏)‏ اگر ما انسان‌ها را بزرگ کرده حرمتی را که درخور آنان نیست به آنان بدهیم،‏ خدا را ناخشنود می‌سازیم.‏ ما نباید این حقیقت را فراموش کنیم که «همه گناه کرده‌اند و نمی‌توانند جلال خدا را به طور کامل منعکس کنند.‏» (‏روم ۳:‏۲۳‏)‏ شایسته نیست که به هیچ انسانی حرمت و جلالی در حد ستایش داده شود.‏

۸،‏ ۹.‏ الف)‏ شاهدان یَهُوَه با چه دیدی به مسئولین می‌نگرند؟‏ ب)‏ تا چه حد باید به مسئولین حرمت نهاد؟‏

 ۸ البته کسانی هستند که به دلیل مقام و اختیاراتشان در جامعه شایستهٔ حرمتند.‏ برای مثال،‏ مأموران دولت،‏ آنان برای حفظ قانون و نظم جامعه به مردم خدمت می‌کنند و همهٔ افراد جامعه از خدمت آنان سود می‌برند.‏ پولُس رسول به مسیحیان توصیه کرد که به این مقامات دولتی به عنوان «قدرت‌های حاکم» بنگرند و مطیع آنان باشند.‏ او به آنان گفت:‏ «پس حق هر کس را به او ادا کنید:‏ اگر حق دارد مالیات بگیرد،‏ مالیات بپردازید.‏ .‏ .‏ .‏ و اگر سزاوار حرمت است،‏ حرمت نهید.‏»—‏روم ۱۳:‏۱،‏ ۷‏.‏

۹ از این رو،‏ شاهدان یَهُوَه به مسئولین دولتی حرمت می‌نهند.‏ با این که هر کشوری قوانین خاص خود را دارد و انتظارات مسئولین در مناطق مختلف متفاوت است،‏ ما سعی می‌کنیم با آنان همکاری کنیم.‏ البته حمایت ما از مسئولین و حرمت نهادن به آنان نسبی است و باید معقولانه و هماهنگ با کتاب مقدّس باشد.‏ ما نباید به خاطر حرمت نهادن به مسئولین قوانین الٰهی و بی‌طرفی مسیحی‌مان را زیر پا بگذاریم.‏—‏۱پِطرُس ۲:‏۱۳-‏۱۷ خوانده شود.‏

۱۰.‏ در رابطه با حرمت نهادن به مقامات دولتی در کتاب مقدّس چه نمونه‌هایی ذکر شده است؟‏

۱۰ رفتار خادمان یَهُوَه در گذشته با مقامات دولتی و مسئولین برای ما نمونه‌ای بجاست.‏ وقتی که امپراتوری روم برای نام‌نویسی مردم آنان را به زادگاه خود فراخواند،‏ یوسف و مریم از آن فرمان اطاعت کردند.‏ با وجود این که مریم باردار و زایمان او نزدیک بود،‏ آنان برای نام‌نویسی به بیت‌لِحِم سفر کردند.‏ (‏لو ۲:‏۱-‏۵‏)‏ بعدها وقتی که پولُس رسول متهم به خلافکاری شد،‏ او به آگْریپاس پادشاه و فِستوس،‏ فرماندار ایالت رومی یهودیه،‏ حرمتی که شایستهٔ آنان بود نشان داد و در مقابل آنان با احترام از خود دفاع کرد.‏—‏اعما ۲۵:‏۱-‏۱۲؛‏ ۲۶:‏۱-‏۳‏.‏

۱۱،‏ ۱۲.‏ الف)‏ چرا حرمت و احترامی که برای مقامات دولتی قائلیم با احترامی که به رهبران مذهبی می‌گذاریم،‏ متفاوت است؟‏ ب)‏ یکی از شاهدان یَهُوَه در اتریش با حفظ احترام یکی از مقامات سیاسی،‏ چه نتیجه‌ای حاصل کرد؟‏

۱۱ در مورد رهبران مذهبی چه می‌توان گفت؟‏ آیا شایسته است که به آنان نیز حرمت و احترامی خاص بگذاریم؟‏ شاهدان یَهُوَه به تمامی مردم احترام می‌گذراند،‏ از جمله رهبران مذهبی.‏ اما این رهبران درخور حرمتی خاص نیستند،‏ هرچند که خود طالب آن باشند.‏ چرا چنین می‌گوییم؟‏ رهبران ادیان کاذب در مورد خدا به مردم تعالیم دروغ داده‌اند و کلام او را تحریف کرده‌اند.‏ عیسی مسیح رهبران مذهبی دوران خود را محکوم کرد و آنان را ریاکاران و راهنمایان کور خطاب کرد.‏ (‏مت ۲۳:‏۲۳،‏ ۲۴‏)‏ اما نشان دادن حرمتی درخور مقامات دولتی گاه نتایجی خوب به همراه داشته است.‏

۱۲ لئوپُلد اِنگلایتنِر شاهدی غیور اهل اتریش بود که پلیس نازی او را دستگیر کرد و سپس با قطار به اردوگاه بوخِن‌والد فرستاد.‏ زندانی دیگر در آن قطار دکتر هاینریش گلایسنِر یکی از مقامات سیاسی اتریش بود.‏ در طی سفر به اردوگاه،‏ برادر اِنگلایتنِر اعتقاداتش را با احترام برای گلایسنِر بیان کرد و او نیز به دقت به آن گوش داد.‏ بعد از جنگ جهانی دوم گلایسنِر به کرّات از نفوذ خود استفاده کرد تا به شاهدان یَهُوَه در اتریش کمک کند.‏ شاید شما تجربه‌های دیگری را به یاد داشته باشید که چگونه شاهدان یَهُوَه با پیروی از پند کتاب مقدّس و حفظ حرمتی که شایستهٔ مقامات دولتی است،‏ نتایج خوبی به دست آوردند.‏

حرمت نهادن به هم‌ایمانان

۱۳.‏ چه کسانی به‌ویژه شایستهٔ حرمت و احترامند،‏ و چرا؟‏

۱۳ مسلّماً برادران و خواهرانمان شایستهٔ حرمت و احترامند.‏ این امر به‌ویژه در مورد پیران جماعت،‏  سرپرستان حوزه،‏ اعضای هیئت شعبه و اعضای هیئت اداره‌کننده که هدایت را بر عهده دارند،‏ صدق می‌کند.‏ ‏(‏۱تیموتائوس ۵:‏۱۷ خوانده شود.‏)‏ ما به این برادران قطع‌نظر از ملیت،‏ تحصیلات،‏ موقعیت اجتماعی و اقتصادی‌شان احترام می‌گذاریم.‏ کتاب مقدّس آنان را عطایایی برای جماعت مسیحی خوانده است و آنان در ترتیبات خدا جهت رسیدگی به نیازهای قوم او نقش مهمی ایفا می‌کنند.‏ (‏افس ۴:‏۸‏)‏ مسیحیان قرن اول در مورد حرمت نهادن به این برادران الگوی خوبی برای ما هستند.‏ ما می‌خواهیم همچون آنان به این مردان احترام بگذاریم.‏ البته نمی‌خواهیم از این برادران که نمایندگان سازمان خدا هستند و هدایت را بر عهده دارند بت بسازیم یا وقتی در کنار آنان هستیم چنان رفتار کنیم که گویی در کنار فرشته‌ای قرار داریم.‏ ما به دلیل فروتنی و سخت‌کوشی این برادران به آنان حرمت می‌نهیم.‏—‏۲قُرِنتیان ۱:‏۲۴؛‏ مکاشفه ۱۹:‏۱۰ خوانده شود.‏

۱۴،‏ ۱۵.‏ چه تفاوتی میان پیران مسیحی و رهبران مذهبی وجود دارد؟‏

۱۴ چنین پیرانی همچون شبانانی فروتن هستند و نمی‌خواهند که با آنان مانند اشخاص مشهور رفتار شود.‏ این پیران با بسیاری از رهبران مذهبی امروز و دوران عیسی فرق دارند،‏ کسانی که عیسی در مورد آنان گفت:‏ «آنان دوست دارند در مهمانی‌ها در صدر مجلس بنشینند،‏ در کنیسه‌ها جلوتر از همه جا داشته باشند،‏ در بازارها مردم به آنان سلام گویند.‏»—‏مت ۲۳:‏۶،‏ ۷‏.‏

۱۵ این شبانان مسیحی با فروتنی از این سخن عیسی اطاعت می‌کنند که گفت:‏ «اما شما ‹رَبّی› خوانده مشوید؛‏ زیرا تنها یک استاد دارید و همهٔ شما برادرید.‏ به علاوه هیچ کس را بر زمین ‹پدر› خود مخوانید؛‏ زیرا تنها یک پدر دارید که در آسمان است.‏ همچنین ‹پیشوا› خوانده مشوید؛‏ زیرا تنها یک پیشوا دارید که همان مسیح است.‏ در واقع بزرگ‌ترین در میان شما باید خدمتگزار شما باشد.‏ هر که خود را بزرگ سازد،‏ سرافکنده خواهد شد و هر که خود را فروتن سازد،‏ سرافراز خواهد شد.‏» (‏مت ۲۳:‏۸-‏۱۲‏)‏ اگر پیران جماعت‌های سراسر دنیا با فروتنی از این سخن عیسی اطاعت کنند،‏ برادران و خواهران آنان را دوست خواهند داشت و به آنان حرمت و احترام خواهند گذاشت.‏

اگر پیران جماعت با فروتنی خدمت کنند،‏ برادران و خواهران آنان را دوست خواهند داشت و حرمت و احترام آنان را حفظ خواهند کرد (‏بندهای ۱۳-‏۱۵ ملاحظه شود)‏

۱۶.‏ چرا باید همواره تلاش کنیم که هر کس را آن گونه که یَهُوَه خدا از ما می‌خواهد حرمت نهیم؟‏

۱۶ شاید برای تشخیص این که هر کس شایستهٔ چه حرمتی است و نشان دادن آن در عمل به زمان نیاز داشته باشیم.‏ برای مسیحیان قرن اول نیز چنین بود.‏  ‏(‏اعما ۱۰:‏۲۲-‏۲۶؛‏ ۳یو ۹،‏ ۱۰‏)‏ اما به زحمتش می‌ارزد،‏ چرا که حرمت نهادن به دیگران آن گونه که یَهُوَه خدا می‌خواهد برکات فراوانی به همراه دارد.‏

فواید حرمت نهادن به دیگران

۱۷.‏ برخی فوایدی که از حرمت نهادن به مقامات دولتی و مسئولین حاصل می‌شود،‏ کدامند؟‏

۱۷ اگر ما به مقامات دولتی و مسئولین احترام بگذاریم،‏ آنان نیز بیشتر تمایل خواهند داشت که از حق ما برای موعظه کردن دفاع کنند.‏ آنان حتی ممکن است با دیدی خوب به فعالیت ما بنگرند.‏ چند سال پیش در آلمان،‏ خواهری پیشگام به نام بیرگیت در مراسم پایان دورهٔ تحصیلی دختر خود شرکت کرد.‏ معلّمان به او گفتند که کار کردن با فرزندان شاهدان یَهُوَه برایشان لذّت‌بخش بوده است و این که جای تأسف خواهد بود اگر فرزندان شاهدان یَهُوَه در مدرسه‌شان نباشند.‏ بیرگیت به آنان پاسخ داد:‏ «فرزندان ما یاد گرفته‌اند که از معیارهای خدا پیروی کنند و یکی از این معیارها حرمت نهادن و احترام گذاشتن به معلّمان است.‏» یکی از معلّمان گفت:‏ «اگر همهٔ دانش‌آموزان مانند فرزندان شما بودند،‏ درس دادن خیلی راحت‌تر می‌شد.‏» چند هفته بعد یکی از آن معلّمان در کنگره‌ای در شهر لایپزیگ شرکت کرد.‏

۱۸،‏ ۱۹.‏ در خصوص حرمت نهادن به پیران،‏ به چه نکته‌ای باید دقت کنیم؟‏

۱۸ اصول کتاب مقدّس به ما کمک می‌کند تا تشخیص دهیم چگونه می‌توانیم به پیران جماعت حرمتی را که شایستهٔ آنند نشان دهیم.‏ ‏(‏عبرانیان ۱۳:‏۷،‏ ۱۷ خوانده شود.‏)‏ ما موظفیم آنان را برای سخت‌کوشی‌شان تحسین کنیم و بکوشیم هماهنگ با راهنمایی‌های آنان عمل کنیم.‏ این همکاری ما باعث می‌شود که آنان با شادی وظیفه‌شان را انجام دهند.‏ کتاب مقدّس از ما خواسته است که ایمان آنان را سرمشق قرار دهیم،‏ نه این که سعی کنیم مو به مو از شیوهٔ لباس پوشیدن،‏ صحبت کردن و تعلیم دادن یکی از پیران تقلید کنیم.‏ این عمل ما ممکن است اشتباه برداشت شود.‏ نباید فراموش کنیم که آن پیر جماعت نیز انسانی ناکامل است.‏ کسی که باید او را سرمشق قرار دهیم و از او پیروی کنیم،‏ عیسی مسیح است.‏

۱۹ اگر ما به پیران جماعت حرمت و احترام نهیم و همچون اشخاص مشهور در دنیا آنان را بزرگ نکنیم،‏ برای آنان راحت‌تر خواهد بود که فروتن بمانند و از این احساس که از دیگران بهترند یا این که همیشه حق با آنان است،‏ دوری کنند.‏

۲۰.‏ حرمت نهادن به دیگران چه فوایدی برای ما دارد؟‏

۲۰ حرمت نهادن به هر کس آن گونه که کتاب مقدّس می‌گوید به ما کمک می‌کند که اگر دیگران به ما توجهی خاص نشان دهند فروتن بمانیم و در دام خودخواهی نیفتیم.‏ همچنین موجب می‌شود اگر کسی که برایش احترام قائلیم ما را مأیوس سازد،‏ لغزش نخوریم.‏ اگر به دیگران حرمت نهیم هماهنگ با سازمان یَهُوَه عمل می‌کنیم؛‏ سازمانی که هیچ احدی،‏ چه هم‌ایمان چه غیر هم‌ایمان را بزرگ نمی‌کند و ارج و حرمت بیش از حد به او نمی‌نهد.‏

۲۱.‏ بیشترین فایده‌ای که از حرمت نهادن به دیگران حاصل می‌کنیم،‏ چیست؟‏

۲۱ بیشترین فایده‌ای که ما از حرمت نهادن به دیگران حاصل می‌کنیم،‏ خشنود ساختن خداست.‏ در واقع این نشان وفاداری ما به اوست،‏ چون طبق خواست او عمل می‌کنیم.‏ به این شکل،‏ یَهُوَه خدا می‌تواند به ملامت‌کنندگان خود پاسخ دهد.‏ (‏امث ۲۷:‏۱۱‏)‏ اکثر انسان‌ها نمی‌دانند که چگونه به شیوهٔ درست به دیگران حرمت نهند.‏ کتاب مقدّس به ما می‌آموزد به گونه‌ای که یَهُوَه از ما می‌خواهد به دیگران حرمت نهیم و از این بابت به‌راستی قدردانیم.‏